الشيخ السبحاني

119

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي )

اين جمعيت مىميرد ) زير خاك مستور و پنهان مىگردند و طعمهء درندگان و مرغان هوا نمىشوند . نظريهء « عبد المطلب » تصويب شد . هر كس براى خود قبرى كند و همگى با رنگ‌هاى پريده و چهره‌هاى پژمرده در انتظار مرگ به سر مىبردند . ناگهان « عبد المطلب » صدا زد ، اى مردم ! اين مرگى است توأم با ذلت و خوارى ، چه بهتر كه همگى به طور دسته جمعى براى آب ، دور اين بيابان گردش كنيم ؛ شايد لطف پروردگار شامل حال ما گردد . « 1 » همه سوار شدند ، مأيوسانه حركت مىكردند و به روى يكديگر نگاه مىنمودند . اتفاقا چيزى نگذشت ، آب گوارايى به دست آورده و از مرگ قطعى نجات يافتند و از همان راهى كه آمده بودند به سوى مكّه بازگشتند و با كمال رضا و رغبت دربارهء حفر چاه ، با نظريهء عبد المطلب موافقت كرده و او را در اين خصوص تام الاختيار قرار دادند . « 2 » عبد المطلب با يگانه فرزند خود ، « حارث » مشغول حفر چاه شد . در اطراف چاه تلّى از خاك به وجود آمد ، ناگهان به دو آهوى زرّين و چند قبضه شمشير برخوردند . قريش غوغاى جديد برپا كردند و خود را در اين گنج سهيم دانستند . قرار گذاشتند كه قرعه ميان آنان حكومت كند ، اتفاقا دو آهوى زرين به نام كعبه و شمشيرها به نام عبد المطلب درآمد و براى قريش سهمى نرسيد . عبد المطلب جوان‌مرد از آن شمشيرها براى كعبه درى ساخت و دو آهو را بر آن نصب كرد . فداكارى در راه پيمان در حالى كه عرب جاهلى غرق در فساد اخلاقى بود ، در اين ميان برخى از صفات آن‌ها در خور تحسين بود ؛ مثلا پيمان‌شكنى ، يكى از بدترين كارها در ميان آنان به شمار مىرفت . گاهى پيمان‌هاى بسيار سنگين و سخت با قبايل عرب مىبستند و تا

--> ( 1 ) . اما چرا ديگران اين پيشنهاد را نكردند ، شايد آن‌ها از پيدا كردن آب نوميد بودند . ( 2 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 206 ؛ ابن هشام ، ج 1 ، ص 45 .