جواد محدثى
71
فرهنگ عاشورا ( فارسي )
بشر ( بشير ) بن عمرو حضرمى از شهداى كربلاست . نامش در زيارت رجبيّه هم آمده است . وى يكى از دو مردى بود كه پيش از شهادت جوانان بنى هاشم ، از ياران حسين « ع » باقى مانده بودند . انسانى پايدار ، بصير و با وفا و از مردم « حضرموت » يمن بود . در كربلا خود را به كاروان حسين « ع » ملحق ساخت . در همان دوران ، فرزندش در شهر رى اسير بود . با آنكه امام ، بيعت خود را از او برداشت ، ولى حاضر نشد دست از امام بكشد . اغلب مورّخان ، شهادت او را در حملهء اوّل دانستهاند . قبر او در بقعهء دسته جمعى شهداى كربلا در پايين پاى سيد الشهداست . « 1 » بشر بن عمر هم نقل شده است . بشير بن حذلم از ياران امام سجاد « ع » بود . وى كه در سفر اهل بيت امام حسين « ع » از شام به مدينه ، همراه آنان بود ، هنگام ورود به مدينه ، به دستور امام سجّاد « ع » مأمور شد زودتر به مدينه برود و خبر شهادت ابا عبد اللّه « ع » و آمدن اهل بيت را به اطلاع مردم برساند . او كه همچون پدرش طبع شعر داشت ، در مسجد پيامبر « ص » خبر كشته شدن سيد الشهدا و بازگشت قافلهء حسينى را با اين دو بيت ، به مردم رساند : يا اهل يثرب لا مقام لكم بها * قتل الحسين فأدمعى مدرار الجسم منه بكربلاء مضرّج * و الرأس منه على القناة يدار « 2 » اى اهل مدينه ! ديگر در مدينه جاى ماندنتان نيست ، حسين « ع » كشته شده و اشكهايم جارى است . پيكر او در كربلا پاره پاره و سر مطهّرش بر فراز نيزه ، گردانده مىشود . نام او را بشر و نام پدرش را جذلم هم گفتهاند . بصره يكى از شهرهاى مهمّ و بزرگ و بندرى عراق در كنار اروند رود ( شط العرب ) و نزديك خرمشهر است و داراى كشتزارها و نخلستانهاى بسيار . « 3 » معناى لغوى بصره ، زمين سخت ، سنگلاخ و پر سنگريزه است . نام قديمى آن منطقه ، خريبه ، تدمر و مؤتفكه بوده است . به كوفه و بصره ، عراقين هم مىگفتند . بصره در سال 14 هجرى ، در زمان عمر بن خطاب
--> ( 1 ) - دايرة المعارف تشيّع ، ج 3 ، ص 250 ، عنصر شجاعت ، ج 2 ، ص 194 . ( 2 ) - حياة الامام الحسين ، ج 3 ، ص 423 ، لهوف ، ص 116 . ( 3 ) - دربارهء بناى بصره و تاريخچه و جغرافياى آن ر . ك : « دايرة المعارف تشيع » ، ج 3 ، ص 262 به بعد ، عنوان « بصره » .