مجموعة مؤلفين ( مترجم : على مؤيدى )
41
موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي )
آب مىريزم و شما با دست خود آنها را بمال ، به هر رنگى كه بخواهند رنگ مىشود . پس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله جامهء حسن را در طشت نهاد و جبرئيل بر آن آب مىريخت . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله رو به حسن كرد و فرمود : نور ديدهام ! مىخواهى لباست چه رنگى باشد ؟ عرض كرد : سبز . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در آن آب لباس را با دست خود به هم ماليد ، به قدرت الهى همچون زبرجد سبز ، سبز نيكو شد . آن را از طشت بيرون آورده به حسن داد و او آن را پوشيد . سپس جامهء حسين را در طشت نهاده جبرئيل شروع كرد آب بريزد ، پيامبر به حسين كه پنجساله بود رو كرد و فرمود : نور ديدگانم مىخواهى لباست چه رنگى باشد ؟ عرض كرد : « پدر بزرگ ! سرخ » « 1 » . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آن را در آن آب به هم ماليد و آن لباس همانند ياقوت سرخ ، سرخ رنگ شد . حسين آن را پوشيد و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شادمان گشت . حسن و حسين خوشحال و شادان رو به مادر خود كردند ، در اين هنگام جبرئيل از ديدن اين ماجرا ( متأثر شده ) گريست ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : برادرم ! در چنين روزى كه فرزندانم خوشحالند مىگريى و غمگينى ؟ تو را به خدا علّت گريه خود را برايم بگو . جبرئيل عرض كرد : اى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بدان كه انتخاب فرزندانت ، طبق اختلاف رنگ ( سرنوشت نهايى آنان در اين دنيا ) است حسن تو را ناچار زهر مىخورانند و بدن او از شدّت مسموميت سبز رنگ خواهد شد . و حسين تو را مىكشند و سر مىبرند و بدن او از خونش رنگين خواهد شد . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از شنيدن اين ماجرا گريست و بر اندوهش افزوده شد . اطعام الهى [ 12 ] - 12 - كلينى با سند خود ، از امام باقر عليه السّلام نقل مىكند كه فرمود : ( روزى ) پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به فاطمه عليها السّلام فرمود : فاطمه ! برخيز و آن كاسهء بزرگ ( بهشتى ) را بيرون بياور . فاطمه عليها السّلام برخاست و كاسهاى را بيرون آورد كه در آن تريد و استخوان گوشت دار لبريز بود . فاطمه عليها السّلام و حسن عليه السّلام و حسين عليه السّلام تا سيزده روز از آن غذا تناول مىكردند . سپس امّ ايمن ، حسين عليه السّلام را كه مختصرى از آن غذا همراهش بود ديد . به او عرض
--> ( 1 ) يا جدّاه أريدها حمراء .