مجموعة مؤلفين ( مترجم : على مؤيدى )
35
موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي )
خير و بركت طلب كرد ، و حسين نوزاد آهو را گرفته خدمت مادرش فاطمهء زهرا عليها السّلام آورد و بسى شادمان گشت . آمدن نورى از آسمان براى امام حسين عليه السّلام [ 6 ] - 6 - ابو هريره گفت : حسين بن على عليه السّلام نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بود و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله او را بسيار دوست مىداشت او اظهار داشت ، « پيش مادرم مىروم » « 1 » - من هم ( با خود ) گفتم : همراه او مىروم - پس ( ديدم ) نورى از آسمان آمد و حسين در پرتو آن راه رفت تا به منزل ( مادر خود فاطمه زهرا عليها السّلام ) رسيد . ميوهء بهشتى [ 7 ] - 7 - مرحوم مجلسى گويد : در بعضى از نوشتههاى اصحاب ما ( اماميّة ) ديدم كه به صورت مرسل از گروهى صحابه نقل شده كه گفتهاند : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله وارد منزل فاطمه زهرا عليها السّلام شد و فرمود : فاطمه ! پدرت امروز مهمان توست . فاطمه عرض كرد : پدر جان حسن و حسين از من خوردنى مىخواهند ، چيزى نمىيابم تا بخورند . سپس پيامبر وارد شد و با على عليه السّلام و حسن عليه السّلام و حسين عليه السّلام و فاطمه عليها السّلام نشست ، فاطمه متحيّر بود نمىدانست چه كند . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مدّتى به آسمان نگاه كرد . در اين هنگام جبرئيل نازل شد و عرض كرد : اى محمّد ، خداى علىّ أعلى سلامت مىرساند و تو را به درود و اكرام خود ويژه داشته ، مىفرمايد : به على عليه السّلام و فاطمه عليها السّلام و حسن عليه السّلام و حسين عليه السّلام بگو از ميوههاى بهشتى چه چيزى را دوست مىدارند ؟ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اى على اى فاطمه اى حسن و اى حسين پروردگار عزيز مىداند كه شما گرسنهايد ، از ميوههاى بهشتى كدام را دوست داريد ؟ آنان از روى شرم از پيامبر سكوت كرده ، چيزى نگفتند . پس حسين عليه السّلام ( سكوت را شكسته ) عرض كرد : « با اجازهء شما ! بابا جان اى امير مؤمنان ، و با اجازهء شما ! مادر جان اى بانوى زنان عالميان ، و با
--> ( 1 ) اذهب إلى أمّي .