أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )
38
الفتوح ( فارسي )
( 1 ) بتافتند و در حصار بريم شدند . اشعث جملگى غنايم و بردگان را برگرفت و آن چيز كه از قبايل به غارت رفته بود به خداوندان مال مسترد ساخت و ما بقى را به هر كدام از لشكر و قبايل خويش قسمت نمود و زياد را در حصار بريم محصور داشت و مداخل و مخارج بر او ببست . زياد به لطايف الحيل نامه نزديك مهاجر بن أبى اميّه فرستاد مبنى بر صورت حال . مهاجر بر سبيل مدد و معونت زياد روى به حصار بريم نهاد . اشعث را از اين معنى خبر رسانيدند . يك دو فرسنگ از در حصار فراتر شد تا مهاجر به زياد پيوست . اشعث بازگشت و بر در حصار فرود آمد و معتمدان به قبال بنى كنده فرستاده و استمداد طلبيد . از بنى ارقم ( 48 ) ، بنى حجر ، بنى حمر ، و بنى هند جماعتى مبادرت نمودند و لشكر انبوه از اتباع و اقوام [ 90 ] و خويشان اشعث به در حصار بريم گرد آمدند و كار بر زياد و مهاجر تنگ آمده مشقّت در بندان بر ايشان زياد شد . زياد بن لبيد بر سبيل مكاتبت ، صدّيق را از كيفيّت حال خويش و ديگر مسلمانان و شوخى و گمراهى اشعث و متابعان او اعلام داد . صدّيق در اين باب انديشه كرده نامهاى بر طريق ملايمت و مدارا به اشعث بن قيس و معارف قبايل كنده نوشت و در آن وعده و وعيد بس بسيار درج كرد و در آخر در قلم آورد كه : من نصيحت مىكنم شما را كه در دين اسلام متين باشيد و از قول شيطان كه دشمن دين است ، كران كنيد . اگر اين خلل كه به اعتقادهاى شما راه يافته است از غصّهء زياد بن لبيد است او را از امارت شما معزول كنم و ديگرى را كه با شما زندگانى نيكو كند بر شما فرستم . اين رسول را فرمودهام كه چون شما فرمان بريد و فرمان را به اطاعت و انقياد تلقّى كنيد ، زياد را پيش ما بازگرداند و شما دست به توبت و انابت زنيد و از افعال گذشته [ 15 ب ] توبه كنيد . إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ . چون رسول نامه را به اشعث [ 91 ] رسانيد در مطالعهء آن بر خود بپيچيد و فرمان صدّيق را انقياد ننمود . رسول در نصيحت و موعظت اشعث و ياران او دو سه كلمه بگفت . يكى از خويشان اشعث شمشيرى بر سر رسول زد و او را مجروح گردانيد و شورى در آن مجلس به [ پا ] خاست . اشعث آن مرد را ثنا گفت كه : خداى پدرت بيامرزاد ، كه از اين به
--> [ ( 90 ) ] ت : اشباع . [ ( 91 ) ] چ : اشعش .