أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )
مقدمه 52
الفتوح ( فارسي )
( 1 ) بر ذات پاك صفات و جوهر مطهر خواجهء كاينات و سر دفتر موجودات و خلاصهء مخلوقات سيد المرسلين و امام المتقين و قايد الغر المحجّلين و خاتم النبيّين أحبّ المتّقين است - عليه الصلوات التّحيّات التّامّات و على آله و أصحابه و أزواجه و [ 2 الف ] ذرّيته البررة الطيّبين الطاهرين أجمعين [ ( 2 ) ] . اما بعد ، فقير حقير اضعف عباد اللّه القوى محمد بن احمد المستوفى الهروى مىگويد : چون مدت تمام از ايام جوانى و كهولت در خدمت اكابر و فضلاى روزگار گذرانيده آمد و سرد و گرم روزگار و تلخ و شيرين زمانه ديده و چشيده شد و آفتاب عمر روى به افق مغرب پيرى نهاد و انديشهء مرجع و معاد سايه افگند ، عزيمت انزوا و عزلت مصمم كرده آمد و دست از تتبع اعمال و اشغال كشيده شد . چون در ايام ماضى در جمع ذخيره و كسب حطام دنيوى زيادت مبالغتى نرفته بود گاه گاه انديشهء وجوه معاش از تمهيد مصالح معاد مانع مىآمد ، تا در اثناى اين حالت فضل الاهى به لطف نامتناهى صدر اجل ، كريم كبير ، عالم عادل ، مؤيّد مظفّر ، منصور مؤيّد الملك ، قوام الدولة و الدّين ، تاج الاسلام و المسلمين ، احياء الملوك و السّلاطين ، ضياء الملّه ، بهاء الامّه ، اكفى الكفاة بالشرق و الصين ، صاحب السيف و القلم ، صدر صدور البرّ و البحر ، حاتم الزمان ، افتخار اكابر خوارزم و خراسان ، ضاعف اللّه قدره ، و أعزّ نصره توفيق رفيق گردانيده تا بر حسب مكارم اخلاق حميده و محاسن شيم مصالح اين ضعيف را تكفّل كرد و امداد جاهى [ ( 3 ) ] و مالى مبذول داشت و در تربيت و تقويت مبالغت نمود كه وراى آن متصوّر نگردد [ ( 4 ) ] و دقايق شفقت و رعايت عاطفت به تقديم رسانيد و به شرايط كرم و مروّت قيام نموده هر چه اسباب فراغت و رفاهيت بود ساخته گردانيد . اكنون مدّتى است كه در سايهء آن دولت و پناه آن حضرت روزگار گذرانيده مىآيد و سفينههاى ثنا و دعا به خالق ذو الجلال رسانيده مىشود و در قصايد [ ى ] كه در مدح آن صدر بزرگوار و يگانهء روزگار انشا كرده شد ، بعضى از صورت حال و چگونگى احوال تقرير كرده آمده است و اين همه عين صدق و محض حق است كه هرگز كس نشان نداده است كه مهترى چنين بر هنرمندان عاشق باشد و بدين درجه به محامد و مناقب ميل دارد و در كسب ثواب آجل و صيت عاجل تا بدين حدّ غلوّ نمايد . خصوصا در اين روزگار كه نزديك بيشتر اكابر چهرهء زاير و طلعت كافر يكسان مىنمايد و يكبارگى كار اهل
--> [ ( 2 ) ] ل . ت . م . ش . چ . : از « سزاوار شكر و . . . أجمعين » حذف شده است . [ ( 3 ) ] ش . چ : زجانى [ ( 4 ) ] چ . : آن نتواند بود .