أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )
348
الفتوح ( فارسي )
( 1 ) طلحه از نزد عثمان برخاست و بيرون آمد . عثمان در اين باب مىانديشيد و تفكّر مىكرد كه عمّال را معزول كند يا باز بر سر عمل ولايت فرستد كه خبر رسيد كه مالك اشتر نخعى در كوفه خروج كرد . خروج مالك اشتر در كوفه كيفيّت [ خروج ] مالك اشتر بر اين گونه بود كه چون عثمان سعيد بن عاص را كه والى كوفه بود به مدينه طلبيد ، [ 145 ب ] و كوفه از حاكمى خالى ماند ، مردمان كوفه فراهم آمدند و به اشتر نخعى نامهاى نوشتند و [ او ] را از ولايت شام باز خواندند . ( 359 ) مالك با ياران خود روان شده ، دوازده روز در راه بود و روز سيزدهم نماز پيشين به كوفه رسيد . مردمان او را پيشنماز كردند و به دنبال او نماز پيشين ادا كردند و او را والى خود گردانيده با طوع و رغبت به اطاعت او گردن نهادند . [ 142 ] پس ، مالك اشتر فرمود تا ميان كوفه و حيره به موضعى كه آن را جرعه [ 143 ] گويند لشكرگاه ساختند و عايد بن حملة الطهوى [ 144 ] را با پانصد سوار به سر راه بصره فرستاد و فرمود تا آنجا لشكرگاه سازد و حمزة بن سنان أسدىّ را با پانصد سوار به عين التمر ( 360 ) فرستاد و فرمود كه آنجا مىباشد و راه شام نگاه دارد . عمرو بن حبيب الوداعى را به حلوان و نواحى آن فرستاد با هزار سوار و يزيد بن حجّت التميمىّ [ 145 ] را با هفتصد سوار به مداين فرستاد . كعب بن مالك الأرحبى [ 146 ] را به موضع عذيب [ 147 ] با پانصد سوار فرستاد ( 361 ) و او را فرمود كه اگر سعيد بن عاص به عزم امارت كوفه از مدينه بيايد ، او را باز گرداند و نگذارد كه به كوفه آيد . مال و متاع و غلّه سعيد بن عاص كه به وقت رفتن به مدينه در سراى وليد بن عقبه در كوفه به امانت نهاده بود اشتر با سيصد سوار برنشست و به در آن سراى آمد و فرمود : اين سراى را غارت كنيد . مردمان در رفتند و هر چه در آن سراى يافتند برگرفتند و درهاى سراى بشكستند و آتش زدند تا هر چه خزينه و اسباب در آن سرا بود جمله بسوخت . چون اين خبر به عثمان رسيد عظيم دلتنگ شد و آن كار را از علىّ بن ابى طالب
--> [ ( 142 ) ] چ : به اطاعت او در آمدند . [ ( 143 ) ] ل : جدعه . [ ( 144 ) ] م . ت : عايد بن حمره . . . الطهورى ، ش . ل : عايد بن حمل . [ ( 145 ) ] ب . ل . خ : زيد بن حجّت . [ ( 146 ) ] چ . م . ل : كعب بن مالك ارجى . [ ( 147 ) ] خ . چ . س : عريب ، ب : عريب ، ل : عديب .