أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )
345
الفتوح ( فارسي )
( 1 ) گفت : از آن جهت كه او مردمان را به كشتن من اغوا مىكرد و بر آن مىداشت كه عثمان را به همه حال مىبايد كشت . گفتند : چرا ابو ذرّ را كه دوست رسول خداى ( ص ) بود از شهر بيرون كردى و به ربذه [ 137 ] فرستادى تا در غربت بميرد ؟ گفت : از آن جهت كه شما را معلوم است كه او اهل شام را بر من تباه مىگردانيد . مرا بد مىگفت و معايب [ 138 ] من آشكار مىكرد . [ 144 ب ] گفتند : چرا اشتر و ياران او را از كوفه بيرون كردى و ميان ايشان و فرزندان و اهل و عشيرت [ او ] جدايى افكندى ؟ گفت : از جهت آنكه اشتر در كوفه آتش فتنه مىانگيخت و حرمت عامل من سعيد بن عاص را نگه نمىداشت . پس ، زبير گفت : اى عثمان ، اين حركات نه بر جادّهء صواب كه بر تو شمرديم ، خود در جنب حركات ديگرى كه كردهاى و سخنهايى كه گفتهاى ، اندك است . اگر مىخواهى ، آنچه كردهاى يك يك بر تو برشماريم و همه را شرح دهيم تا در آن تأمّل كنى و نامهء خويشتن چنان كه دل تو خواهد ، برخوانى . بر تو مىترسيم كه نبايد كه از روزگار چيزى بزايد كه تاب آن نيارى . پس ، طلحه گفت : اى عثمان ، بنى اميّه تو را هلاك خواهند كرد و آل ابى معيط تو را در دام طمع خواهند افكند . تو ما را باش تا ما تو را باشيم . چون تو با [ ما ] نباشى ما با خصمان تو باشيم . خير و شرّ كارها به وقت خاتمت و عاقبت معلوم شود . اين سخنان بگفتند و از پيش عثمان بيرون آمدند . عثمان در حال دوات و قلم خواست و به سعيد بن عاص - كه عامل او بود در كوفه [ 139 ] - نامهاى نوشت بر اين مضمون : چون بر اين مكتوب واقف شوى ، كس فرست و كعب بن عبيده را از آن كوه كه فرستادهاى به كوفه آر و نزديك من بفرست . اين را اهمتر شناس و در اين معنى تعجيل كن . چون خطاب امير المؤمنين به سعيد رسيد ، هم در ساعت همان شخص را كه كعب را بدان كوه برده بود ، فرستاد تا او را به نيكوتر صورتى آورد . چون [ كعب ] رسيد ، او را به
--> [ ( 137 ) ] ت : ريده . [ ( 138 ) ] چ : معارب . [ ( 139 ) ] ت : « كه عامل . . . كوفه » حذف شده است .