أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )
332
الفتوح ( فارسي )
( 1 ) بسم اللّه الرّحمن الرّحيم . بعد از حمد و ثناى بارى تعالى و صلوات و درود بر محمّد مصطفى ( ص ) ، عبد اللّه عثمان امير المؤمنين اهل كوفه را سلام مىگويد و مىنمايد كه جماعتى از كوفه رسيدند و نزد من از وليد بن عقبه شكايت كردند و گواهى دادند بر او بر آنچه دادند . اگر راست گفتند ، ما بدانچه سزاى او بود به دو رسانيديم و اگر دروغ گفتند ، خداى تعالى سزاى ايشان دهد و خود عقوبت فرمايد . پس [ از ] سخنى كه آن جماعت از اهل كوفه در حقّ وليد گفتند و گواهى دادند ، وليد را از امارت كوفه معزول كرديم و سعيد بن العاص را كه شريفترين قوم خويش است به جاى او نصب فرموديم . اى بندگان خداى ، از خداى خويش بترسيد و امر او را مطيع باشيد . طريق معاونت و مناصحت [ 103 ] سپريد و افزونى نجوييد . از عيب كردن و تهمت نهادن پرهيز كنيد و در رعايت احوال سعيد بن العاص كه امير شماست مبالغت نماييد ، طريق رعيّتى را فرو بگذاريد و مثال خليفه را به مطاوعت و امتثال تلقّى كنيد . بدانيد كه سعيد را فرمودهام تا قاعدهء عدل و انصاف مسلوك دارد و با همهء قوم احسان كند . و السّلام . سعيد بن العاص اين مثال بستد و به جانب كوفه روان شد . چون آنجا رسيد ، به مسجد جامع درآمد و در وقت دو ركعت نماز بگزارد . پس ، بر منبر شد ( 351 ) و چون مردم جمع شدند خطبهاى بگفت و خداى تعالى را تحميد بگفت و بر محمّد مصطفى ( ص ) درود فرستاد و گفت : اى اهل كوفه ، بدانيد كه هر كس از شما كه قرآن بهتر خواند و بهتر داند و فقيه باشد ، نزد من دوستتر است و آن كس را كه همّت او بر مضاحك و اباطيل مقصور [ 104 ] باشد و از گناه احتراز ننمايد و گرد فتنه و فساد گردد ، دشمن دارم . مىبايد كه مقرّبان و فقيهان نزد من باشند و آمد و شد دارند و مفسدان و شريران و صاحبان لهو و لعب پيرامون من نگردند و از من دور باشند كه طبع من از ايشان نفور است . اليف و حليف من دانايان و مصلحان خواهند بود . اين معنى شما را معلوم باشد .
--> [ ( 103 ) ] چ . م : مناضحت . ل : مساعدت . [ ( 104 ) ] چ : مقصود .