أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )

333

الفتوح ( فارسي )

( 1 ) از اين جنس كلمات بگفت و از منبر فرود آمد و عبد الرّحمان بن أخنس الأسدى [ 105 ] را بخواند و شحنگى شهر به دو سپرد و به دار الاماره بازگشت . پس ، اشراف كوفه از علما و غيره نزد او آمد و شد مىداشتند و از علوم دينيّه و امورات ملكيّه سخن مىگفتند و باز مىگشتند ، و سعيد جانب عموم رعايا رعايت مىكرد و طريق عدل و تواضع و انصاف و حسن سيرت مىسپرد تا ماه رمضان آمد ، خيرات و مبرّات بسيار مىفرمود . اتفاقا نماز شام آخر ماه رمضان ميان مردمان در عيد سخنى مىرفت و ميان سعيد و هاشم بن عتبة بن ابى وقّاص گفتگويى شد كه سعيد او را اعور خواند و كار بدانجا رسيد كه سعيد بن العاص فرمود كه او را محكم بزدند و بىناموس كردند . پس ، فرمود سراى او بسوختند . [ 106 ] اين خبر به سعد بن أبى وقّاص رسيد . او در آن وقت در مدينه بود . نزد عثمان آمد ، با طايفه‌اى از مهاجر و انصار ، از سعيد شكايت كرد و آنچه با هاشم كرده بود از زدن و سوختن سراى با او باز گفته ، انصاف خواست [ 130 ب ] و سوگند خورد كه : بازنگردم تا امير المؤمنين انصاف من از سعيد نستاند . اگر در اين معنى داد من ندهد ، اين كار دور و دراز كشد و به چيزهاى ديگر سرايت كند . امير المؤمنين عثمان سعد بن [ ابى ] وقّاص را مراعات كرده گفت : تو مىدانى كه در اين كار كه سعيد كرده است ، مرا جرمى نيست . من نفرموده‌ام و از اين امر خبرى ندارم . امّا آنچه واجب كند و متضمّن رضاى تو باشد ، به جاى آرم . آخر ، سعد طاقت نياورد . در آن ايّام سعد جوان و بغايت سر تيز و مردانه [ بود ] برجست و به در سراى سعيد بن العاص شد و آتش در سراى او زد . عايشه از آن امر خبر يافت [ 107 ] كس نزد سعد فرستاده ، درخواست نمود كه از اين انديشه درگذرد و زياده از اين تعرض نرساند و سعد به خانهء خود بازگشت . آنگاه عثمان به سعيد بن العاص نامه‌اى نوشت و او را بر آنچه در حقّ هاشم بن عتبه كرده بود ملامت فرمود . سعيد در آن معنى دم نزد و چيزى نگفت . بعد از آن ، سعيد روزى در مسجد كوفه نشسته بود و جماعتى از خواجگان و مهتران كوفه حاضر بودند و در معنى منافع زمينها سخن مىگفتند تا سخن در نرمى زمين و غلّات و اثمار بىشمار رفت كه در كدام ولايت باشد . مالك اشتر نخعى در تعريف زمين

--> [ ( 105 ) ] ل : عبد الرّحمان بن اقنس . . . [ ( 106 ) ] س . م : « پس . . . بسوختند » حذف شده است . [ ( 107 ) ] ل : عايشه را گفتند .