أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )

318

الفتوح ( فارسي )

( 1 ) گردانيد . اگر شما شكر اين نعمتها بگزاريد ، بر شما پايدار بماند و الّا اگر عصيان و كفران سپريد ، نقصان پذيرد و عاقبت زوال آيد . خداى تعالى مرا خلافت رسول و دو خليفهء نيكوسيرت روزى كرده است . من امروز اهل آنم و اين خلافت به حقّ در دست گرفته و اين كار عظيم و خطر جسيم را تقبّل كرده‌ام . بارى سبحانه كه اين خلافت مرا داده است ، هم او بر تمشيت آن مرا اعانت كند و توفيق ارزانى دارد . سرّ اين سخن كه كلّكم راع و كلّكم مسئول عن رعيّته دانسته و به حقيقت شناخته‌ام كه هر كه را امارت دادند امانتى بزرگ است كه به دو سپرده‌اند و هر امرى از رعيّت او از راعى پرسيده خواهد شد و نقير و قطمير [ 70 ] از او سؤال خواهند كرد . به من چنان رسانيده‌اند كه جماعتى از شما بر مالى كه من خرج كرده‌ام انكار كرده‌ايد و با يك ديگر گفته‌ايد كه اگر عثمان اين مال را بر مردان سپاهى و فرزندان ايشان خرج كردى ، بهتر بودى و به مصلحت نزديكتر و به حضرت ربّانى پسنديده‌تر . قبول كردم كه بعد از اين چنين كنم و معتمدان فرستم به هر شهر تا مالى كه از آنجا حاصل آيد بر مردان لشكر و فرزندان ايشان خرج كنند . اگر از آن چيزى فاضل آيد ، ذخيره نهم تا در حادثه‌اى كه افتد و واقعه‌اى كه واقع گردد صرف مىكنم و حصّهء ضعيفان و درويشان و يتيمان و بيوه‌زنان مىرسانم - إن شاء اللّه . به هر وقت كه به خلوت مىنشينم و مصالحى [ 71 ] كه باشد به مشاورت شما به اتمام مىرسانم . شما نزديك من مىآييد و مهمّات و مصالح عرضه مىداريد و آنچه صلاح و صواب باشد مىگوييد تا بر آن جمله كه رضاى شما باشد و مصلحت وقت را متضمّن بود به امضا مىرسانم . مرا حاجب و دربان نيست . هر كس كه خواهد هر وقت كه بايد ، مىآيد و سخن خويش مىگويد . و السّلام چون مسلمانان سخن امير المؤمنين عثمان بر اين جمله شنيدند ، خوشدل شده ، او را آفرينها گفتند و رطب اللسان شكر او به خانه‌هاى خويش باز گشتند . عثمان نيز طريق عدل و انصاف پيش گرفت و قاعدهء سياست و سويّت ميان سپاهى و رعيّت بر وجه احسن پديد آورد . در حقّ خاصّ و عامّ شفقت فرمود و درويشان و يتيمان را در ظلّ عنايت خويشتن مىداشت و جناح انعام و احسان بر احوال ايشان مىگسترد .

--> [ ( 70 ) ] ل . چ : قمطير . [ ( 71 ) ] چ : مصامحى .