أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )

317

الفتوح ( فارسي )

( 1 ) اين سخن عبد الرّحمان به سمع امير المؤمنين عثمان رسيد . گفت : عبد الرّحمان مردى منافق است . او از آنچه گويد باك ندارد و سهل شمرد كه دست به خون من آلوده كند . اين سخن به عبد الرّحمان رساندند ، در خشم شد و گفت : گمان نداشتم كه روزگارى برسد كه عثمان مرا منافق گويد . و سوگند خورد كه بعد از اين در عمرى كه او را باشد با عثمان سخن نگويد . ( 337 ) پس ، اين سخن در افواه افتاد . هر كس در كار امير المؤمنين عثمان سخنى مىگفت و آن سخن به گوش او مىرسيد ، فرمود تا منادى كردند و مسلمانان را به مسجد رسول ( ص ) حاضر آوردند . چون جمع گشتند امير المؤمنين عثمان بر منبر برآمده ، بارى تعالى را حمد و ثنايى بگفت و بر مصطفى ( ص ) درود فرستاد . پس ، گفت : اى مردمان ، شكر نعمتهاى بارى تعالى بگزاريد تا نعمت بر شما زيادت گردد . زبان به ذكر او گشاييد و حقّ را بشناسيد كه شما مسلمانانيد و كتاب خداى تعالى كه همه چيز در او هويداست در ميان شماست . دانسته‌ايد كه خداى تعالى شما را به اطاعت و متابعت [ 69 ] اولى الامر فرموده است ؛ از خداى عزّ و جلّ بترسيد و مطيع او باشيد . طريق خلاف و عصيان مسپريد و بدانيد كه بر جاى رسول خدا ( ص ) نشستن و تيمار خلافت او كردن كارى بس بزرگ است و درجهء خلافت از آنچه شما مىدانيد و گمان مىبريد ، و راى آن است . بارى تعالى ولات و امرا را از آن جهت حاكم گردانيده است كه ميان قوى و ضعيف حكم باشد و نگذارد كه از اقويا بر ضعفا حيفى و ستمى رود . در ميان شما بسيار كس است كه عهد مبارك مصطفى ( ص ) را دريافته ، سخنان متبرك او شنيده ، و سنّتهاى او را ديده و دانسته ، مع ذلك كتاب خداى سبحانه در ميان ماست و همه چيزها از خير و شر و حلال و حرام در او ياد كرده و حجّت بر شما گرفته است . هر كس را كه شكر نعمت او گزارد به مزيد نعمت او را وعده داده و ثواب نيكوكاران و عقاب بدكرداران ظاهر كرده . رفعت منزلت و كثرت ولايت و علوّ سلطنت ملوك عجم شنيده و دانسته‌ايد كه قوّت ايشان از ما زيادت ، جمع ايشان بيشتر ، شهرهاى ايشان فراختر ، و عيش ايشان خوشتر بود . چون متابعت فرمان خداى تعالى نكرده ، دنيا را بر آخرت [ 125 ب ] گزيدند و گرد فساد و فتنه گشته ، شكر نعمت او نگزاردند ، خداى تعالى بر نعمت ايشان زوال آورد و شهرها و مساكن نزهتى كه داشتند به دست شما افگند و نعمتهاى ايشان روزى شما

--> [ ( 69 ) ] ل : مطاوعت .