أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )
315
الفتوح ( فارسي )
( 1 ) پس ، كشتيها روان كردند . باد موافق مىوزيد ، كشتيها به آسانى مىرفت و آن مرد قلاووزى مىكرد . چون به كنار دريا رسيدند ، آن مرد گفت : مصلحت آن باشد كه كشتيها را اينجا نگاه داريد و چندان مقام كنيد كه شب درآيد . اهل اسلام بر اين جمله كه مصلحت قلاووز بود ، برفتند . لشكرها و كشتيها فرو گذاشتند و بايستادند تا آفتاب غايب شد . چون شب درآمد ، روان شدند و به كفار دريا برسيدند . پس ، كشتيها محكم كرده ، سلاح در پوشيدند ، و بيرون آمده قرار گرفتند . [ 124 ب ] چون بامداد شد ، اهل حصار دروازه باز كرده بيرون آمدند . از حال لشكر خبر نداشتند . مسلمانان در ايشان افتاده همه را جمله فرو گرفتند به مثال آنكه گرگان به رمهء گوسفندان افتد . چون آن جماعت را بگرفتند اهل حصار دروازهها فرو بستند و از غايت خوف و هراس كه بر ايشان مستولى گشته بود به جنگ مبادرت ننمودند . كس فرستاده صلح خواستند و گزيت قبول كردند . جنادة بن ابى اميّه اجابت كرده صلح برقرار شد ، مال مصالحه بستد و به سلامت پيش معاويه آمد . فتح جزيرهء أرواد آخرين فتحى بود كه در خلافت عثمان مسلمانان را ميسّر گشت - به عون بارى تعالى و سبحانه . 3 . شروع خلافكاريهاى عثمان ضرب عمّار و تبعيد ابو ذرّ چون سنهء سى و دو هجرى رسيد از كارها و سنّتهاى خارج از طريقت رسول خداى ( ص ) عثمان همه كسان خرده گرفته و در حقّ او گفتند آنچه گفتند . [ 66 ] ابو احمد بن اعثم كوفى كه از مشاهير ثقات مورّخين و روات است روايت مىكند و مىگويد كه آنچه مردم در حقّ عثمان گفتند و اقوال و افعال ناپسند او را بر خود روا نداشتند از معتمدان روات به الفاظ مختلف و عبارات متفاوت شنيدم . چون معنى يكى بود الفاظ و عبارات ايشان را به اختلاف لغات بر يك عبارت جمع كردم و در سلك يك آوا كشيدم . ( 334 )
--> [ ( 66 ) ] ت : « چون سنهء . . . گفتند » حذف شده است .