أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )

314

الفتوح ( فارسي )

( 1 ) چون اين خبر به مسلمانان رسيد ، انديشمند گشته و در آن معنى تفكّر كردند . رأى ايشان بر آن قرار گرفت كه اين دفعه باز گردند و به ولايت خويش شوند . چون شب در آمد و مردمان آرام گرفتند ، لشكر اسلام در كشتيها نشسته و بادبانها كشيدند . اتّفاقا باد موافق وزيده ايشان بىخوف و فزعى به شهرى رسيدند كه از سقليّه دور بود . پس ، از آنجا فارغ بال به ساحل درياى شام رسيدند . از كشتيها بيرون آمده ، غنايمى كه يافته بودند خمس از آن به مدينه نزد عثمان فرستادند و باقى را به لشكر قسمت كردند . پس ، معاويه نامه‌اى نوشت به عثمان و رفتن به سقليّه ، جنگ كردن ، غنايم بسيار يافتن ، و به سلامت باز رسيدن ، جمله شرح داد . چون نامهء معاويه به خدمت امير المؤمنين عثمان رسيد ، از سلامتى مسلمانان خوشدل شد و بارى تعالى را شكرها گفت و خمس غنايم را بر اهل مدينه قسمت فرمود . در عهد خلافت امير المؤمنين عثمان هيچ جزيرهء ديگر نبود كه فتح مىبايست كرد مگر جزيرهء ارواد ( 333 ) كيفيّت آن جزيره چنان بود كه مسلمانان مردى را از سواحل درياى روم گرفته ، پيش معاويه آوردند . معاويه از او پرسيد : از كجايى ؟ گفت : از جزيرهء ارواد . معاويه گفت : حال جزيرهء ارواد [ 64 ] را بيان كن . آن مرد گفت : جزيره‌اى است بزرگ عريض و طولانى ، مشتمل بر انواع اثمار و فواكه و مال و متاع . اگر آنچه در آن جزيره باشد ، بخواهم شرح دهم سخن دراز افتد . معاويه روى به ابطال رجال كرد و گفت : كدام كس از شما باشد كه در گرفتن اين جزيره قدم پيش نهد ؟ مردى از ابطال شام ، نام وى جنادة بن أبى اميّه [ 65 ] ، اين كار را بر عهده گرفت . معاويه چهار هزار مرد به دو داد و او را بدين كار مقرّر فرمود . جناده بر حكم فرمان معاويه روان شد . چون به ساحل درياى شام رسيد ، صد و بيست كشتى و زورق ساخته كرد و لشكر را بنشاند و روان شد . جناده آن مرد رومى را به قلاووزى همراه ببرد و به او قرار داد كه چون ايشان را رهبرى كند و بدان جزيره رساند او را و متعلّقان او را تعرض نرساند .

--> [ ( 64 ) ] خ . چ . ت : أرداد ، ل : ادراد . [ ( 65 ) ] ل : جنابت بن . . .