أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )
مقدمه 31
الفتوح ( فارسي )
( 1 ) دو تيغ اندر نيامى نگنجيدن . سخن باريكتر از موى گفتن . به يك موى گنجيدن . از كشته پشته ساختن . سينه به ناخن غم خراشيدن . كار به جان و كارد به استخوان رسيدن . يكى از مختصات نثر اين دوره « تحليل اشعار » است كه مؤلّف يا مترجم سرودهء شاعرى را در ضمن نثر حلّ سازد يا مصراعى را ضميمهء نثر كند . مترجم كتاب حاضر نيز ، به شيوهء معمول روزگار خود ، نثر را با نظم فارسى و عربى آراسته و در موارد مقتضى براى انتقال دقيق منظور مؤلّف از زبان تازى به پارسى ، از ابيات و مصراعهاى فارسى باستادى استفاده كرده است . شيوهء مترجم در به كار بردن اين اشعار چنان است كه وى ابتدا مضمون اشعار را به نثر بيان مىكند و به دنبال آن جهت غناى مطلب ، بيتى يا مصرعى را براى تفهيم دقيق مطلب به خواننده ارائه مىدهد . اين اشعار گاه از خود مترجم است و گاه از شعراى ديگر . از جمله در قضاياى مباحثهء امرء القيس بن عباس با اشعث بن قيس كندى در خصوص موافقت با خلافت ابو بكر صدّيق ، از قول امرء القيس مىگويد : نيكخواهان دهند پند ، و ليك * نيكبختان بوند پندپذير يا در جنگ خالد بن وليد با مسيلمهء كذّاب ، اين رجز را از قول مسيلمه مىخواند : رسول پسنديدهء خالقم * نه چون خالد فاجر فاسقم يا در بيت زير ، كه در آن شكل و قيافهء مسيلمه را بعد از كشته شدن چنين ترسيم مىكند : سيهچردى ، ضعيفى ، زشترويى * سخيفى ، ازرقى ، فرخارمويى و گاهى نيز در بحبوحهء جنگها ، جهت بيان نيّت خويش ، از اشعار حماسى متقدمان استفاده مىكند ، از جمله : مرا مردن ايدون به ننگ و به نام * به از زيستن ، دشمنان شاد كام