أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )
253
الفتوح ( فارسي )
( 1 ) در همدان بود . چون خبر آمدن عروه با لشكر اسلام بشنود ، از آنجا بگريخت و به جانب قم رفت . عروه در همدان فرود آمد و چند روز مقام كرد و چندانكه توانست علوفه برگرفت و به جانب رى روان شد . يكى از ملوك اعاجم ، نام او داد بن اژدها [ 299 ] ، آن وقت با دو هزار مرد در ساوه بود و لشكرى از اهل ساوه و روستاى دشت پى همراه داشت . چون آواز عروه با لشكر اسلام را شنيد ، در لشكر خود منادى فرموده ، همه را جمع كرد و از ساوه به جانب رى گريخت . عروه با لشكر اسلام در ساوه فرود آمد . چون خبر فرود عروه بر ساوه به رى رسيد ، ملك رى ، فرخزاد بن زادمهر [ 300 ] ، از اين خبر دلتنگ شد و كس [ 103 الف ] به جانب ديلم فرستاد و از ايشان لشكر خواست . از جانب ديلم بيست هزار مرد به مدد او فرستادند و بيست هزار ديگر از اهل رى با وى يار شدند . لشكر او زياده از چهل هزار برآمد . چون حال لشكر كفر بر عروه معلوم شد ، لشكر اسلام را قويدل كرده بر جنگ اعاجم دلير گردانيد و از ساوه به جانب رى كوچ كرد . در سه شبانهروز از ساوه به رى رسيد و بر دو فرسنگى شهر فرود آمد . ملك رى با چهل هزار مرد از رى بيرون آمده ، روى به جانب مسلمانان آورد . عروة بن زيد تعبيهء لشكر خويش راست كرده ، ميمنه به حنظلة بن زيد [ 301 ] ، ميسره به سماك بن هلال عبسىّ ، جناح به سويد بن مقرّن مزنى داده ، خود با جماهير مسلمانان در قلب بايستاد و به آواز بلند گفت : اى ياران ، دانسته باشيد كه بهشت جاى مؤمنان و دوزخ جاى كافران است . به خدا قسم كه شما همان قوميد كه قادسيّه ، مداين ، جلولاء [ 302 ] ، خانقين ، و حلوان را فتح كردهايد و لشكرهاى انبوه را كه در اين مواضع بودهاند منهزم و مقهور گردانيده و نهاوند را گرفتهايد . شما اين جماعت را شناخته و جنگ ايشان را دانستهايد . تا ايشان را تيرى در جعبه است مىاندازند و جنگ مىكنند و آن يك ساعت بيش نباشد . چون تير بينداختند ، ديگر نتوانند جنگ كرد . اين حالت را شماها از ايشان ديده و كيفيّت مردانگى ايشان را دانسته و شنيدهايد . اكنون روى به كار آريد و بر عون و مدد خداى تعالى دل قوى داريد . عروه در اين سخن بود كه سرهنگى از رى ، نام او داد بن فرياد [ 303 ] ، از ميان
--> [ ( 299 ) ] ت : زار بن ازدها ، ل : زار بن اذدا ، چ : زاون بن ازدها . [ ( 300 ) ] ت . ل : فرخنداد ، خ . چ : فرخنداد بن شادمهر . [ ( 301 ) ] چ . خ . م . ل . س : حنظلى بن يزيد . [ ( 302 ) ] چ : « جلولاء » حذف شده است . [ ( 303 ) ] ب : دار بن فربار .