أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )

187

الفتوح ( فارسي )

( 1 ) اوصاف كه امير المؤمنين بر شمرده در وى جمع است . سوارى است صاحب اختيار و مبارزى است نامدار و مردى است عابد و پرهيزكار . امير المؤمنين عمر عظيم بپسنديد . پس ، نامه‌اى نوشت به عياض كه در ولايت شام در لشكر يزيد بن ابى سفيان ( 199 ) بود . بسم اللّه الرّحمن الرّحيم . اين نامه‌اى است از عبد اللّه عمر امير المؤمنين به جانب عياض بن غنم الفهرىّ و او را سلام مىرساند و مىگويد كه اى عياض ، ما تو را هميشه بر تقويم ابواب مصالح مسلمانان و كفايت مهمّات ايشان حريص يافته‌ايم . چنان ديده [ شده ] كه همهء اوقات مسلمانان را بر تأكيد قاعدهء خيرات تحريص مىكرده‌اى و بر احياى معالم طاعات باعث مىبوده‌اى و اسلاف تو همين شيوهء ستوده و طريق پسنديده داشته‌اند . بشارت باد تو را به ثواب جزيل و ثناى جميل در دنيا و عقبا . چون سيرت و سريرت تو بر اين جمله است ، امّيد مىدارم كه در دين و دنيا به همه مقاصد و اعراض و مطالب و آمال برسى و به نام نيكو و ذكر باقى مخصوص گردى - إن شاء اللّه تعالى . اكنون بدان كه خبر جمعيّتى كه سرداران روم در بلاد جزيره ساخته‌اند ، شنيده باشى . مىخواهم لشكرى فرستم تا آن لشكر را متفرّق گرداند و سرخيل آن لشكر مردى شجاع عاقل و مبارز كامل خداترس بايد . در اين باب انديشه كرديم و با معارف صحابه مشورت فرموديم و در كفايت اين مهم رأى زديم . [ رأى ] ما و رأى همه ياران بر تو قرار گرفت ؛ چه مىدانيم كه هيچ كس اين كار را بهتر از تو كفايت نتواند كرد . چون بر مضمون اين مكتوب واقف شوى از لشكر يزيد بن ابى سفيان جماعتى را كه مصلحت دانى و دل تو خواهد اختيار كن و روى به بلاد جزيره آر . تقوا را شعار خود ساز و بترس از آن خدايى كه ماهيّت باطن تو همچنان بداند كه ظاهر تو را . در حوادث مهمّات دست در كتاب خداى تعالى زن و سنّت مصطفى ( ص ) و سنّت خليفهء رسول ( ص ) يعنى ابو بكر صدّيق امام خويش گردان ، و از كثرت لشكر دشمن و قلّت عدد لشكر اسلام انديشه مدار ؛ چه بسيار ديده‌اى و مشاهده كرده‌اى كه لشكر اسلام اگر چه اندك بوده‌اند لشكر كفّار را كه بسيار بوده‌اند مقهور گردانيده و بر ايشان ظفر و نصرت يافته و شنيده‌اى كه رسول ( ص ) روز حرب خندق روى به [ 67 ب ] ما آورده و گفت زود باشد كه خداى تعالى ولايت كسرى و ولايت قيصر بر دست شما فتح كند و مالهاى ايشان روزى شما گرداند ، و تو كه عياضى ، ديدى و