أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )

186

الفتوح ( فارسي )

( 1 ) تعالى را شكر گزاريد كه شكر موجب مزيد نعمت و سبب دوام سعادت باشد - وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها ، و السّلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته . 9 . فتح بلاد جزيره پس از فتح قيساريّه ، به نزديك امير المؤمنين خبر آوردند كه لشكر روم جمعيّتى عظيم ساخته‌اند در زمين جزيره ( 197 ) ، و سوار و پياده بسيار در هم آورده ، عدّت و آلت بىشمار جمع كرده ، و انديشهء حركت دارند . چون امير المؤمنين اين خبر بشنيد ، جماعتى را از مهاجر و انصار و معارف ياران صحابهء كبّار - رضوان اللّه عليهم أجمعين - را بخواند و اين كيفيّت را با ايشان باز نمود و گفت : ولايت شام بىناحيت جزيره مهنّا نباشد و تا ناحيت جزيره به دست ما نيايد ، از ولايت شام چنان كه بايد مقصودى به حاصل نيايد و عيش ما منغّص باشد . اين ساعت روميان آنجا جمع شده‌اند و عزيمت [ 67 الف ] حركت مىدارند . شما را از جهت آن خواندم كه در اين كار انديشه كنيد و آنچه صلاح و صواب اين مهمّ باشد باز نماييد و معيّن گردانيد كه كدام مرد است كه امروز بدين مهمّ قيام تواند نمود و دل ما از اين كار فارغ تواند گردانيد كه من سرخيلان شايستهء بزرگ كه داشتم همگان را در شام فرمان حقّ در رسيد و از آن امرا هيچ كس نمانده است الّا يزيد بن ابى سفيان كه از او در امثال اين مهمّات حسابى توان گرفت . يزيد در اين ساعت در دمشق است و آن ولايت به واسطهء حضور او محفوظ و مضبوط است و به هيچ وجه مصلحت نمىنمايد كه او را از آن ولايت غايب توان كرد . شما مرا به مردى كه شجاعتى داشته باشد و به عقل و حصافت [ 181 ] و شجاعت و مبارزت موصوف بود و با اين اوصاف پرهيزكار و خداىپرست باشد و به واجبى بدين كار قيام بتواند نمود و بلاد جزيره تواند فتح كرد ارسال داريد . آن جماعت در آن مهمّ نيك انديشه كردند و عياض بن غنم الفهرى ( 198 ) را قرار دادند و اتّفاق كردند كه كفايت اين مهمّ را هيچ كس بهتر از عياض نيست كه اين

--> [ ( 181 ) ] ل : حفاصت .