أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )

182

الفتوح ( فارسي )

( 1 ) مىخواهند كه از اين مقام به جاى ديگر انتقال كنند تا در اين باب رضاى امير المؤمنين هر چه باشد . ( 193 ) [ 65 ب ] چون نامهء عمرو عاص به امير المؤمنين عمر ( رضى ) رسيد ، بر وفات معاذ بن جبل كه بر اثر أبو عبيده از دنيا برفت بگريست و جزع بسيار كرد و مسلمانان تأسفها خوردند و زاريها كردند . امير المؤمنين بر زفان راند كه : خداى تعالى معاذ را بيامرزاد و بر او رحمت كناد كه سخت عالم و زاهد مردى بوده است . به سبب وفات او بر مسلمانان خلل بسيار راه يافت و مردمان از انوار علم و فضل او محروم ماندند ؛ چه در مشكلات مسايل با او مشورت كردندى ، از انفاس او فوايد بسيار حاصل گشتى ، و بر اكتساب خير و اقتباس علم راه نمودى . خداى تعالى او را جزاى نيكمردان دهاد و در جنات النعيم مقر كرامت كناد . بعد از آن امير المؤمنين چنان مصلحت ديد كه بر آن لشكر و شهرهاى شام كه بر دست لشكر اسلام فتح شده است ، يزيد بن ابو سفيان را امارت دهد و او را امير كند تا هر كه را او مصلحت بيند نيابت دهد و به هر جانب كه بايد فرستاد ، بفرستد . 8 . امارت يزيد بن ابى سفيان و فتح قيساريه پس ، امير المؤمنين نامه‌اى نوشت به يزيد بن ابى سفيان بر اين مضمون : بسم اللّه الرحمن الرحيم . اين مكتوب صادر است از امير المؤمنين عمر به يزيد بن ابى سفيان . بداند كه او را قائم مقام أبو عبيده جراح و معاذ بن جبل و خالد بن وليد و امرايى كه پيش از اين در ولايت شام بوده‌اند و شربت فنا چشيده‌اند گردانيده آمد و زمام امارت لشكر اسلام به كف كفايت او داده شد . اين نوشته نافذ گشت تا چنانچه از كمال شهامت و فرط حضانت [ 179 ] معهود است آن مهم كفايت كند و خاطر ما از اتمام مهمات و مصالح آن طرف فارغ گرداند و به همه وجوه فارغ و مستظهر باشد و بداند كه به سوى عمرو عاص و ديگر امرا و معارف لشكر نوشته شد و فرموده آمد كه متابع

--> [ ( 179 ) ] ت : حضافت .