أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )

155

الفتوح ( فارسي )

( 1 ) عمرو بن معدى كرب آواز داد : اى مسلمانان ، خوفى از اين سواران به دل خويش راه مدهيد . دل قوى داريد كه به حمد اللّه شما امثال اين جنگ بسيار ديده‌ايد و مردان كار و شيران كارزاريد . اين جنگ كه در اين ساعت پيش آمده غريبتر از جنگهاى ديگر نيست . از اسبان فرود آييد و نيزه‌ها و شمشيرهاى خود را بر دست گيريد و خود را با يك ديگر بسته داريد [ 131 ] و حمله‌هاى ايشان را به ثبات داريد و به وقت بر ايشان حمله بريد . اميد كه خداى تعالى شما را بر اين قوم ظفر دهد و دين خويش را در اين محاربت عزيز گرداند و دشمن شما را مقهور گرداند . اين بگفت از اسب فرود آمد و هزار مرد از قبايل يمن در موافقت او پياده شدند . عمرو معدى كرب صمصام [ 132 ] خويش بر دوش نهاده رجز مىخواند و مبارزتهاى خويش را ياد مىكرد . پس ، آن فوج بدان شوكت و عدّت بر عمرو و ياران او حمله آوردند . حمله‌اى در غايت سختى . عمرو و قوم او كه پياده شده بودند آن حمله قبول كردند و از جاى خويشتن نجنبيدند . جرير بن عبد اللّه از ميمنه و حجر بن عدىّ از ميسره و مكشوح مرادىّ از جناح به مدد رسيده به اتّفاق يك ديگر بر كفّار فرس حمله بردند . جنگى عظيم كردند تا آن فوج طاقت نياورده پشت دادند و منهزم گشتند . مسلمانان شمشير در آنها نهاده مىكشتند . كشتند از ايشان آنچه كشتند و باقى هزيمت تا خانقين بردند . مسلمانان آن شب هم در آن موضع بايستادند . بامداد فرض خداى بگزاردند و روى به جلولاء آورده به شهر در آمدند و غنايم جمع كردند . چندان اموال و نفايس و ذخاير به دست ايشان آمد كه در حساب نمىداشتند . ( 166 ) يكى از مسلمانان گفت : خداى تعالى بر مثنّى بن حارثة الشيبانىّ رحمت كناد كه اگر او زنده بودى به فتح جلولاء غايت خوشدل شدى كه بارها از او شنيدم كه مىگفت : آرزوى من آن است كه فتح جلولاء را ببينم ، اگر پيش از وفات من به يك روز باشد . يكى از معارف لشكر گفت : اگر در دنيا چشم او از اين خوشدلى و خرّمى روشن نگشت ، هر دو چشم او به جنّات نعيم [ 133 ] روشن شد و رضاى خداى او را حاصل گشت . پس ، هاشم بن عتبه غنايم جلولاء را جمع كرد و نزد عمّ خود سعد وقّاص فرستاد . [ 56 ب ]

--> [ ( 131 ) ] م . ش : بر دست گيريد و كمربندها بر يك ديگر بربنديد . [ ( 132 ) ] ت : شمشير ، ل : نيزه . [ ( 133 ) ] چ : جاودان .