أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )
120
الفتوح ( فارسي )
( 1 ) هرقل گفت : پس چرا از پيش ايشان مىگريزيد ؟ پيرى از عقلاى آن قوم گفت : اى پادشاه ، مرا چيزى به خاطر مىآيد . اگر فرمايى ، بيان كنم . هرقل گفت : ببايد گفت . پير گفت : اعراب جماعتيند نيك مردان و ما به خلاف آنها بد . ايشان مصلحانند و ما مفسدان . ايشان ابرارند و ما فجّار . چون ما بر ايشان حمله كنيم ثابت قدم باشند و چون ايشان بر ما حمله آورند ثبات قدم نتوانيم . هرقل گفت : من در اين حيرتم كه چون عدد شما زيادت از عدد ايشان است و سلاح و شوكت بيش ، چرا ثابت قدم نباشيد ؟ پير گفت : اعمال ايشان فاضلتر از اعمال ماست . ايشان روز روزه دارند و شب نماز گزارند و به عهد وفا كنند . امر معروف و نهى منكر از خصايص اعمال و لوازم افعال ايشان است . ما بر بندگان خدا ظلم روا مىداريم و در عهد وفا نمىكنيم . خمر مىخوريم و بر ارتكاب معاصى دليرى مىنماييم . چيزهايى را مىفرماييم كه خشم خداى در آن است و از چيزهايى باز مىداريم كه رضاى بارى تعالى بر آن است . هرقل گفت : اى شيخ ، راست گفتى . حقّ با تو است و هيچ كس سخن حقّ چون تو نگفت . اكنون رأى من بر آن قرار مىگيرد كه از اين شهر ، با خاصّ و عامّ بيرون شوم و شهر ديگر مقام سازم . زيرا كه مرا در مصاحبت و مجالست شما و امثال شما خيرى نيست ؛ زيرا كه شما بر چنين حركات ذميمه و افاعيل قبيحه [ 70 ] ارتكاب مىنماييد . پير گفت : اى پادشاه ، مصلحت نباشد كه از اين ولايت شام كه خلاصهء جهان و بهشت دنيا است و هنوز جنگى نيفتاده و روى خصم نديده ، بيرونى روى . هرقل گفت : اى شيخ ، چند جا با ايشان مصاف دادم و جنگ كردم چون تدمر ، أجناء دين ، بعلبك ،
--> [ ( 70 ) ] ل : اعمال قبيحه .