أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )
103
الفتوح ( فارسي )
( 1 ) و مثل شما بىتفاوت همين است . اگر خواهيم با شما همان كنيم كه خداوند رز با روباهان كرد . و ليكن نمىكنيم ، به موجب آنكه مىدانيم كه شما [ به ] سبب گرسنگى و ضيق عيش و قحط و بليّت بر اين ولايت آمدهايد . اگر چنين است ، پس ما را با شما هيچ جنگ و محاربت نيست . در حقّ شما احسان و شفقت كنيم و كسوتهاى فاخر و جامههاى مهين و خروارهاى غلّه و ميوه بر شما فرستيم و چندان به عزّت و مكرمت و انعام و الطاف كه سزاوار شما باشد واجب داريم و شما را رطب اللسان به شكر و امتنان بازگردانيم . اگر مقصود شما از آمدن اين است كه طمع در ملك و ولايت من كنيد و بخواهيد كه اين ولايت شما را باشد ، هرگز اين كار شما را ميسّر نگردد . من براى دفع شما طريقهها سازم و تدبيرها بپردازم كه همهء شما را در مهلكت اندازم و چنان كنم كه يك كس از شما خلاص نيابد و جان به سلامت نبرد . و السّلام . مغيره گفت : اى شهريار ، سخن خود تمام كردى . اكنون جواب بشنو . آنچه از مشقّت و ضيق [ 37 ب ] عيش و قحط و بلا و محنت در حقّ ما گفتى ، راست است و ما زيادت از آن در بلا و محنت بوديمى . مردار خورديمى و خوك و سوسمار طعام كرديمى . ضلالت بر آن مرتبه رسيده بودى كه برادر و پسر عمّ خويش را بكشتيمى و مال و متاع او ببرديمى و بر خود حلال دانستيمى و چنين حالت را اقبال خود پنداشتيمى و آن را نعمتى عظيم و دولتى جسيم تصوّر كرديمى . حلال را از حرام ندانستيمى و حقّ را از باطل بازنشناختيمى تا خداى سبحانه و تعالى ما را پيغامبرى مبارك قدم فرستاد و ما را از ضلالت و جهالت خلاص داد . كتابى آورد فرقان نام كه به دو حلال را از حرام باز شناختيم و حقّ را از باطل فرق كرديم . راستى اين است كه هر كه اين پيغامبر و اين كتاب را مصدّق دانسته به دو ايمان آورد ؛ هم از رنج دنيا و هم از عذاب آخرت ايمن شد و در حريم امن و امان در آمد و رضاى حق سبحانه او را حاصل گشت . هر كس كه انكار كرد و رقم كفران و كفر بر ناصيهء خود كشيد ، خود را در دنيا هلاك كرد و در آخرت عذاب دوزخ و و بال [ 40 ] آتش بر خود روا [ و ] ما را روا بود كه با او جنگ كنيم و در محاربه و مقاتله با او خويشتن را ثواب بزرگ دانيم تا اينكه بر پيغامبر ما ايمان آرد . چون ايمان آورد از خود دانيم و مال و تن و جان و فرزند او را همچون مال و جان و فرزند و پيوند خود شناسيم .
--> [ ( 40 ) ] ت : بال .