أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )
74
الفتوح ( فارسي )
( 1 ) چهارپايان بسيار و غنايم بىشمار يافتند و هشتصد مرد را از سواران مبارز روم اسير گرفتند و پيش خالد آوردند . بفرمود تا بر ايشان اسلام عرضه كنند . چون ابا نمودند حكم كرد كه ايشان را يك يك گردن زدند و يكى از ايشان را زنده نگذاشتند . حقّ سبحانه و تعالى چنين فتح نصيب مسلمانان كرد و مسلمانان از كثرت اموال و غنايم مستظهر گشته بارى تعالى را شكرها گزاردند . پس خالد وليد نامهاى نوشت به امير المؤمنين ابو بكر ( رضى ) بر اين مضمون : بسم اللّه الرّحمن الرّحيم . بعد از تقديم لوازم خدمت و اقامت سنّت سلام و تحيّت ، در قلم مىآورد خالد بن وليد - سيف اللّه المنصور على الاعداء - به عبد اللّه بن عثمان خليفهء رسول ( ص ) كه خالد بن وليد به نواحى شام رسيد و به ابو عبيده و ديگر امرا و سرخيلان و لشكر مسلمانان پيوست و همگنان به معاضدت يك ديگر روى به كار آورديم . در حوالى شام به موضعى كه آن را أجنادين گويند كفّار جماعتى ساخته بودند . چليپاها [ 159 ] بلند كرده و اعلام خويشتن افراشته و با يك ديگر ميثاق كرده و سوگندها خورده بودند كه در محاربت مسلمانان به قدر امكان بكوشند ، تا آن وقت كه مسلمانان را هلاك كنند و از پاى ننشينند تا بيگانگان را از ولايت خويشتن بيرون نكنند . [ 160 ] بر اين جمله با يك ديگر عهد كرده بودند و سلسلهء معاونت و مظاهرت در هم بسته و بر دفع و قتل ما متّفق و يك كلمه شده و ما نيز مستعدّ شديم و توكّل بر فضل بارى سبحانه و تعالى كرديم و به موافقت يك ديگر از سر جدّى تمام و جهدى وافر و عزيمتى بر تحصيل شهادت مصمّم و به يافتن ثواب غزا و جهاد به عزمى كامل روى به كار آورديم و دست به قبضهء شمشير زديم . گاه به تيغ هندى و گاه به نيزهء خطّى ( 103 ) و گاه به تيرباران متواتر ايشان را منكوب و مخذول و متفرّق گردانيديم . [ 161 ] خداى تعالى مسلمانان را بر اين حمله نصرت داد و بركات دعوات صالح صحابه را ظفرى چنين مهنّا [ 27 ب ] روزى كرد ؛ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ . چون اين فتحنامه به امير المؤمنين صدّيق ( رضى ) رسيد به غايت خوشدل گشت و
--> [ ( 159 ) ] ت : جليساها . [ ( 160 ) ] چ . ب : از اينجا به بعد بقيّهء نامهء خالد را ندارند . [ ( 161 ) ] خ : گاه به تيغ هندى و نيزه دشمن را متوارى ساختيم .