أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )
73
الفتوح ( فارسي )
( 1 ) حاصل آيد . پس ، لشكر روم نيز آراسته و مكمّل با عدّت و آلت بسيار نزديك آمدند و ميمنه و ميسره و قلب و جناح راست كردند . مبارزان در ميدان بيرون آمده اسبان را جولان مىدادند و رجزها بر زفان مىراندند . ناگاه بطريقى از بطارقهء روم بيرون شد نام او قلقط [ 156 ] . جامهاى زربفت پوشيده و تاج زر بر سر نهاده و بر اسبى سياه زين و لجام او مغرّق بر زبر نشسته جولان نمود . مرد مىخواست . از اين جانب نيز مردان در ميدان آمدند و با يك ديگر قتال كردند تا لشكر روم غالب آمد . تيرباران مىكردند و مسلمانان بسيار مجروح شدند . [ 27 الف ] خالد ايشان را دل مىداد و جنگ رخصت نمىفرمود . مبارزان فرياد بر آوردند كه : اى امير ، كافران اين لشكر را به تير مجروح كردند و تو اجازت نمىفرمايى كه با ايشان جنگ كنيم . اين چه معنى دارد ؟ دستورى ده كه ما نيز با ايشان جدال و قتال كنيم . خالد گفت : تعجيل مكنيد و ثابت قدم باشيد كه پيغمبر ( ص ) نيز در جنگ تعجيل نمىفرمود و مىفرمود كه عجلت كار شيطان است و تأنّى كار رحمانى . حقّ سبحانه و تعالى صابران را دوست دارد . پس ، فرمود كه مسلمانان به اتّفاق يك ديگر آواز بلند تكبير بگويند تا خداى تعالى رعبى در دل ايشان افكند و جمع ايشان را متفرّق گرداند . پس ، مسلمانان به آواز بلند تكبير برآوردند و ترسى از ايشان در دل كفّار روم افتاد چنانچه بىخود گشتند . خالد گفت : اكنون به موافقت يك ديگر حمله كنيد . [ 157 ] و ايشان حمله كردند . اسبان برانگيختند و شمشير در كفّار نهاده به يك حمله هزار و هفتصد مرد [ 158 ] را بكشتند . سرخيل ايشان ، قلقط نيز در آن حمله كشته شد . روميان تاب نياوردند ، پشت داده بگريختند و علمها را نگونسار كرده به هر جانبى متفرّق شدند . لشكر اسلام بر عقب ايشان مىتاختند و سواران را مىانداختند و اسير مىگرفتند تا جماعتى از ايشان كه خلاصى يافتند پناه به حصارها بردند و حصارى شدند . مسلمانان
--> [ ( 156 ) ] ل . ش : قلقان ، س : فلقر . [ ( 157 ) ] ت . س : الحال حمله بريد . [ ( 158 ) ] چ . ش : جنگجو .