أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )
72
الفتوح ( فارسي )
( 1 ) لشكر روم چهل هزار سوار در موضعى كه آن را أجناء دين ( 102 ) گويند مجتمع شدهاند و قصد شما دارند ، و جماعتى از اعراب كه دين ترسايى گرفتهاند هر طرف ايشان را به مدد و معونت وعده مىدهند . در اين باب دورانديشى و احتياط بايد . خالد وليد و أبو عبيده مكتوب به امرا و معارف كه به ولايت شام تعيين بودند فرستادند و ايشان را آگاهى دادند كه لشكر روم بر سر مسلمانان مىآيند . مىبايد كه همه مستعدّ و مكمّل شده به خالد ملحق شوند و در راه و منزل طريقهء حزم مرعى دارند . خود خالد با پانزده هزار سوار از غوطهء دمشق بر سمت أجناء دين حركت كرد . أبو عبيده او را گفت : اى امير [ 155 ] ، در رفتن سوى دشمنان شتاب مكن و آهسته مىرو تا لشكرى كه به اطراف متفرق است به ما برسد . خالد گفت : اى أبو عبيده ، اين سخن با من مگوى . و اللّه كه با اين لشكر كه همراه منند با لشكر روم مصاف دهم و از ايشان باك ندارم ، اگر چه لشكر به عدد از اين لشكر ده چند باشند ؛ چه ظفر و نصرت به حكم و تقدير بارى سبحانه تعالى است . پس ، روى به أجناء دين آوردند . نماز شب جمعه بود كه بدان موضع رسيدند و در مقابل لشكر كفّار فرود آمدند . لشكرى كه خالد به هر جانب فرستاده بود هم در اين منزل فوج فوج رسيدند و بامداد همهء لشكرها آنجا مجتمع گشتند . على الصباح آن روز شنبه بود . چون آفتاب برآمد خالد تعبيه لشكر ساخت كرد و ميمنه و ميسره و جناح و ساقه و قلب بياراست و زنان و كنيزگان به لباس مردانه جهت انبوهى حشم در پس صفها جاى فرمود و گفت : به دعا مدد كنيد و از خداى تعالى فتح و ظفر مسئلت داريد . پس ، روى به امرا و سرخيلان و لشكريان آورد و گفت : اى بندگان خدا ، از حقّ سبحانه و تعالى بترسيد و از او شرم داريد . در راه خدا با كفّار كه دشمنان دينند جنگ كنيد و ثابت قدم باشيد . پشت مگردانيد و چون شيران گرسنه حمله كنيد . دل در حيات فانى مبنديد و همّت بر خير باقى مقصور گردانيد تا ظفر و نصرت يابيد و اين ولايت پر نعمت از دشمنان دين بستانيد تا خشنودى خداى تعالى شما را
--> [ ( 155 ) ] س . ت : اى امير المؤمنين .