أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )
60
الفتوح ( فارسي )
( 1 ) [ صدّيق ] بدين منوال نامهاى به معاذ بن جبل و شرحبيل بن حسنه ، و يزيد بن ابى سفيان و امرايى كه در آن لشكر نامزد بودند صادر فرمود بدين مضمون : چون ما به خدمت رسول ( ص ) با دشمنان دين در صف جدال و موقف قتال بايستاديمى و با نيّت صادق و يقين كامل روى به كارزار نهاديمى ، بارى سبحانه و تعالى ما را به فرشتگان مدد دادى و نصرت فرستادى . اين دين همان است كه امروز بر آنيم و خداى ما امروز همان خداى است كه ديروز بود . [ سوگند ] بدان خدايى كه رجوع خلايق بدوست هرگز مشركان با موحدّان برابر نباشند و پرستندگان خدا با پرستندگان چليپا برنيايند . اى دوستان خداى ، با يك ديگر شرط محبّت و اتّحاد به جاى آريد و اگر شما را با كفّار مقابله و مقاتله افتد با دلهاى قوى و رأيهاى متين ، عزيمتهاى ثابت ، و نيّتهاى صافى مردانهوار روى به كار نهيد و قويدل باشيد كه خداى يار شماست و در مصحف مجيد خبر داده كه : كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ . پس ، صدّيق هاشم بن عتبة بن أبى وقّاص ( 85 ) را نزديك خواند و گفت : اى هاشم ، از سعادت بخت تو يكى آن است كه خداى تعالى تو را از آن جماعت آفريده كه امّت رسول ( ص ) در دفع دشمنان دين از تو مدد خواهند ، و والى وقت را بر پاس و حراست و صدق و نصيحت تو اعتماد باشد . اكنون أبو عبيدهء جرّاح مرا خبر فرستاده است كه [ 23 الف ] كفّار روم جمعيتى ساختهاند و با او عزم مصاف دارند . تو را اين ساعت به مدد او مىبايد رفت و همين لحظه بيرون شهر لشكرگاه بايد ساخت تا جماعتى كه به موافقت و مصاحبت تو خواهند بود با تو ملحق شوند . هاشم فرمان خليفه را اجابت نمود و در استعداد روان شدن مشغول گشت . [ 132 ] پس ، [ صدّيق ] روى به مسلمانان آورد و گفت : اى ياران ، هاشم بن عتبه را به مدد أبو عبيده و معاذ بن جبل مقرّر كردهام . او از شهر بيرون رفته است و خيمه زده . هر كس از شما دل قوى دارد به صحبت او رو به راه آرد و رغبت بر اين جهاد كند كه اين كار بس بزرگ است . در اين محاربت دو سعادت موجود است ؛ فتح و غنيمت يا غزا و شهادت .
--> [ ( 132 ) ] چ : « و در استعداد . . . گشت » حذف شده است .