أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )
46
الفتوح ( فارسي )
( 1 ) مىخرم و هر اسير كه در يمن دارم اطلاق مىكنم و امّيد مىدارم كه بعد از اين در نصرت اسلام يد بيضا نمايم . [ 18 الف ] پس ، صدّيق او را اطلاق فرمود با بنى اعمام او و خلعت بديشان داد و به شرف مصاهرت همشيرهء خويش برگزيده ؛ يعنى ، امّ فروة را به حبالهء او در آورد [ 103 ] و او را مستغرق احسان و اكرام كرد . أشعث به نزديك صدّيق منزلتى و مرتبتى عظيم يافت و از امّ فروة أشعث را چهار فرزند آمد ؛ محمّد ، اسماعيل ، اسحاق ، و جعده . محمّد از ياران عمر و عثمان ، و على بود و در مقتل أمير المؤمنين حسين بن على حاضر بود و اسماعيل و اسحاق در ايّام خلافت عبد الملك مروان كشته شدند . اخبار اهل ردّت بدين جمله بود . بعد از اين فتوح را ياد كنيم - إن شاء اللّه . 3 . فتوحات اسلام در زمان ابو بكر فتح بلاد عراق راويان اخبار چنين گويند كه چون صدّيق ( رضى ) از تعقيب [ 104 ] و تقويم مرتدّان فراغت يافت ، عزيمت در ضبط روم و عجم و اظهار دين حقّ در آن اطراف و اكناف مصمّم گردانيد . اوّل كس كه ميان عرب و عجم حرب آغاز نهاد و سر به خلاف و خصومت گذاشت مثنّى بن حارثة الشيبانى ( 55 ) بود و سبب آن اين بود كه قبايل تهامه [ 105 ] به سبب قحط و خشكسالى از تهام و حجاز تحويل كردند و روى به حوالى عراق آوردند و در ولايت جزيره و يمامه قرار گرفتند . انوشيروان ايشان را بخواند و گفت : سبب آمدن شما بدين بلاد چيست ؟
--> [ ( 103 ) ] ل . ش : به حبالهء او مشرف گردانيد . [ ( 104 ) ] ل . ش : تعريك ، چ : تعريق . [ ( 105 ) ] ت : ربيعه .