أحمد رحمانى همدانى ( مترجم : سيد حسن افتخارزاده )

58

فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي )

ديگران ممتاز و يكتا بود . « 1 » ( 1 ) 7 - استاد عبّاس محمود عقّاد مصرى گويد : در هر ديانتى چهره‌اى از زن كامل و ارزنده وجود دارد كه معتقدان به آن ديانت در مقابل او تعظيم مىكنند و او را به سان آيتى از خدا در بين آفريدگانش از زن و مرد مىستايند . وقتى در بين مسيحيان سيماى حضرت مريم عذرا مقدّس است ، در اسلام به ناچار مىبايست سيماى فاطمهء زهرا مقدس باشد . « 2 » ( 2 ) 8 - دكتر على ابراهيم حسن گويد : زندگانى حضرت فاطمه صفحهء برجسته‌اى از صفحات تاريخ را تشكيل داده است . در آن صفحه چهره‌هايى گوناگون از بزرگى و عظمت را مشاهده مىكنيم ، او همچون بلقيس يا كلئوپاترا نيست كه عظمت خود را از تخت ( فرمانروايى ) بزرگ و ثروت كلان و زيبايى كم‌نظير خود داشته‌اند . و يا همچون عايشه ، دختر ابو بكر ، نيست كه شهرتش مرهون جسارت و شهامتش در اعزام و رهبرى لشكرها و فرماندهى بر مردان است ؛ بلكه ما در مقابل شخصيّتى قرار گرفته‌ايم كه توانسته است هاله‌اى از حكمت و شكوه را بر پهنهء گيتى بگستراند ، حكمتى كه به كتابها و فلاسفه و دانشمندان برنمىگردد ، بلكه تجربه‌هايى است از روزگار مملوّ از دگرگونيها و پيشامدهاى ناگهانى ؛ و شكوهى كه از فرمانروايى و ثروت برنخاسته ، بلكه از درون روح و اعماق جان او نشأت گرفته است . . . « 3 » ( 3 ) 9 - علّامه اربلى گويد : هم اكنون سخن از فاطمه عليها السّلام به ميان مىآوريم ، همان فاطمه‌اى كه به خاطر تابش انوار وى تابش نسبش افزون گشته ، و از افتخارات او مزايايى ظاهر گشته به دست آمده است و با پرتو والايش بر ديگر نسبت‌ها برترى يافته و ارج و منزلتش را با شرافت ارزندگى بخشيده است . او فانوس نبوّت است كه شفاعتش پرتو افكنده ، انوارش درخشان و ستارگان آسمانش با جلاى ابرهاى سفيد ، فروغ و درخشش يافته است . وى پيام رسالت را به جان خرد نيوشيده بر بلنداى هفت

--> ( 1 ) توفيق ابو علم ، اهل البيت ، صص 133 - 132 . ( 2 ) همان مدرك ، ص 128 . ( 3 ) علّامه دخيل ، فاطمة الزهراء عليها السّلام ، ص 171 .