أحمد رحمانى همدانى ( مترجم : سيد حسن افتخارزاده )

34

فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي )

خانه به زور بيرون بردند ، اموالش را تاراج كردند ، و او در مقابل اينان ايستاد و پايمردى به خرج داد و خروشيد و فرياد برآورد و درهاى آشتى را به روى آنان بست و حتّى جواب سلام آنان را نداد و چهرهء ظاهرفريبشان را رسوا ساخت و با اشك و ناله‌اش در كنار قبرستان بقيع و در رهگذر كوچه‌هاى تنگ محلّهء بنى هاشم و عبور از مسير طولانى قبرستان احد و بر كنار مزار عمويش حمزه ، همان سالار شهيدان احد ، هم بر دردهاى خود گريست و هم بر غربت و تنهايى شوهرش و هم بر حقّ مغصوب خود و هم بر آيندهء اسلام و مسلمين و اوضاع نكبت‌بارى كه آيندهء آنان را تهديد مىنمود . آن حضرت در همان زمان ، گويى هم دوران سياه حكومت بنى اميّه را مىديد ، هم خلافت ننگين بنى عبّاس را ، هم خودكامگى خلافت تركان عثمانى را و هم خودباختگى سران كشورهاى مسلمان امروز را ، چنان كه خود در ديدار با زنان مهاجر و انصار كه به عيادتش آمده بودند به صراحت اين آيندهء شوم را ترسيم نموده ، اسلام را از اين منتسبان به اسلام جدا فرمود . به هر حال ، در اين كتاب ، سخن از زهرا عليها السّلام است كه واعظى دلسوز ، سخنورى متعهّد ، سوخته‌اى از سوختگان و دلباختگان اهل بيت ، دست‌پرورده و نخبه‌اى از شاگردان بزرگ روحانى وارسته و فقيه متعبّد و مرجع بزرگ دينى مرحوم آيت اللّه آخوند ملا علىّ همدانى اعلى اللّه مقامه ، يعنى جناب حجّة الاسلام و المسلمين آقاى حاج شيخ احمد رحمانى همدانى دامت افاضاته پس از سالها تحقيق و بررسى ، با مراجعه به دهها كتاب و مرجع به رشتهء تحرير درآورده و او كه سالهاست بر كرسى خطابه و منبر با بيانى شيوا و آوايى دلنشين و گفتارى مشفقانه از حريم مقدّس اهل البيت عليهم السّلام دفاع كرده و شرارهء شور و عشق به آن خاندان پاك و مظلوم را در دلها شعله‌ور ساخته و اشك بر ماتم آنان را بر چشمها ريزان و احساس مسئوليّت در مقابل عترت معصوم را تازه و شاداب نگاه داشته ، به گردآورى مطالبى فراوان و احاديث و رواياتى متنوّع با استناد به كتابهاى شيعه و سنّى در شرح حال و زندگى و فضايل حضرت زهرا عليها السّلام پرداخته و در معرض استفادهء عموم قرار داده است . كتابى كه هم اكنون پيش رو داريد ، ترجمهء چاپ نخست همان كتاب است كه شايد بتوان گفت از جهت جامعيّت مطالب و گستردگى موضوعات در نوع خود بىنظير و كم سابقه است كه از متن عربى به فارسى برگردانده شده است . قابل تذكّر است كه مستدركات ( جلد دوم ) نيز به آن اضافه گرديده ولى بر خلاف متن عربى كتاب ، ترجمهء مستدركات در انتهاى هر فصل و به تناسب موضوع فصل آورده شده است .