ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

68

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) ابو رفاعه عدوى نامش تميم و پسر اسيد و از خاندان عدى بن عبد منات بن ادّ بن طابخة بن الياس بن مضر است . او مصاحبت با حضرت پيامبر ( ص ) داشته است و سپس ساكن بصره شده است . گويد عبيد الله بن محمد بن حفص قرشى تيمى ، از مهدى بن ميمون ، از غيلان ، از حميد بن هلال ، از مردى از خاندان عدى كه مهدى بن ميمون مىگفت گمان مىكنم ابو رفاعه بوده است ما را خبر داد كه مىگفته است * در روزگار جاهلى همزادى از جن داشتم و چون مسلمان شدم او را گم كردم - نديدم - تا هنگامى كه در عرفات وقوف كرده بودم آواى او را شنيدم . گفت : آيا مىدانى كه من هم پس از تو مسلمان شدم ؟ گويد همين كه صداى مردم را شنيد كه بسيار بلند دعا مىكردند گفت : از فرياد زدن بر حذر باش كه نيكى و خير در صداى بلند نيست يعنى همراه با فشار . گويد عفان بن مسلم و عمرو بن عاصم هر دو ، از سليمان بن مغيره ، از حميد بن هلال ما را خبر دادند كه مىگفته است ابو رفاعه عدوى مىگفت * از هنگامى كه رسول خدا سوره بقره را به من تعليم فرمود هرگز خواندن آن از من جدا نشده است هر چيز ديگر هم كه از قرآن فرا گرفته‌ام همراه با آن فرا گرفته‌ام ، و پشت من از نماز شب و تهجد هرگز به درد نيامده است . گويد عفان بن مسلم ، از سليمان بن مغيرة ، از حميد بن هلال ما را خبر داد كه مىگفته است * مردى مىگفت : خواب ديدم به من گفته شد برخيز كه مرد توانا برخاسته است ، از جاى برخاستم و گوش دادم آواى ابو رفاعه را شنيدم كه در دل شب نماز مىگزارد . گويد عمرو بن عاصم ، از سليمان بن مغيرة ، از حميد بن هلال ما را خبر داد كه مىگفته است * ابو رفاعه پس از آن كه از نماز و دعاهاى خود آسوده مىشد آخرين دعايى كه مىخواند چنين بود كه عرضه مىداشت : « بار خدايا تا آنگاه كه زندگانى براى من خير است مرا زنده بدار و هر گاه پيمانه پر شد مرا با مرگى پاك و پاكيزه بميران كه هر كس از برادران مسلمانم بشنود بر من از خوبى و پاكى و پارسايى رشگ برد ، پروردگارا مرگ مرا كشته شدن در راه خود قرار بده و مرا از نفس من زينهارى ده و در برابرش استوار بدار » .