ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
63
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) زنده بودن رسول خدا بر ايشان دروغ بسته مىشد تا چه رسد پس از رحلت ايشان . ابو غسان نهدى راوى اين روايت مىگويد : منقع از بنى تميم است و او را به يكى از ايشان منسوب مىداند . حارث بن عمرو سهمى گويد عفان بن مسلم و ابو الوليد هشام طيالسى هر دو از يحيى بن زرارة بن سهم بن حارث كه از مردم بصره و ساكن بيابان كرانه شهر بود ما را خبر دادند كه مىگفته است پدرم ، از گفتهء پدر بزرگ خودش حارث بن عمرو سهمى براى من نقل كرد كه مىگفته است * حضرت ختمى مرتب را در حجة الوداع در حالى كه سوار بر ناقهء عضباء « 1 » بود ديدم و گفتم : پدر و مادرم فداى تو باد براى من آمرزش خواهى فرماى . فرمود : « خدايت بيامرزاد » . من دور زدم و از سوى ديگر آمدم به اميد اينكه باز هم به ويژه براى من استغفار فرمايد . عرضه داشتم : اى رسول خدا براى من آمرزش خواهى فرماى . پيامبر فرمود : « خداى شما را بيامرزاد » . مردى پرسيد اى رسول خدا دربارهء كشتن گوسپند در ماه رجب و كشتن نخستين كرهيى كه شتر مىآورد چه مىفرمايى ؟ فرمود : هر كه مىخواهد انجام دهد و هر كه مىخواهد انجام ندهد . دربارهء گوسپند هم گوسپندى كه شايسته و داراى شرطهاى قربانى است قربانى شود . « 2 » سپس فرمود : « همانا كه اموال و خونهاى شما ميان شما حرام است همچون حرمت اين روز شما در اين سرزمين شما » . ابو الوليد هشام طيالسى هم افزوده است كه * يحيى بن زراره از مردم بصره و ساكن منطقه طف بصره بوده است .
--> ( 1 ) عضباء ، ماده شترى كه گوش او را شكاف داده باشند يا دست و پايش كوتاه باشد . به النهايه ، ج 3 ، ص 251 مراجعه فرماييد . ( 2 ) با در نظر گرفتن توضيح ابن اثير در النهايه ذيل ماده فرع و عتر ترجمه شد . اين دو كار از سنتهاى جاهلى بوده كه در آغاز اسلام به آن عمل مىشده است و سپس منسوخ شده است .