ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

64

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) عبد الرحمان بن خنبش ابو عمران جونى از گفتهء او اين حديث را روايت مىكند كه * شيطان با شعله‌يى از آتش به حضور پيامبر آمده است - شعله‌يى آتش براى ايشان آورده است . سهل بن صخر بن واقد بن عصمت « 1 » بن ابى عوف ابن عبد منات بن شجع بن عامر بن ليث بن بكر بن عبد منات بن كنانة . گويد عبد اللّه بن محمد بن ابى اسود ، از گفتهء يوسف بن خالد سمتى ، از پدرش ما را خبر داد كه مىگفته است * صاحب و مولاى من سهل بن صخر ليثى كه اندكى افتخار صحابى بودن را داشت به من گفت بردگان را خريدارى كن يا گفت خريدارى كنيد كه چه بسيار بوده‌يى كه روزى او چنان باشد كه براى صاحبش مقدر نشده است - به پاس روزى مقدر آنان به شما روزى داده مىشود . ابو عبيد گويد عفان بن مسلم و مسلم بن ابراهيم هر دو ، از گفتهء ابان بن يزيد ، از قتاده از شهر - نام راوى است - از ابو عبيد ما را خبر دادند كه مىگفته است * براى پيامبر - و خانوادهء آن حضرت - گوسپندى پختم . رسول خدا فرمود : « يك سر دست آن را به من بده » چنان كردم . دوباره فرمود : « يك سر دست به من بده » ، چنان كردم . باز فرمود ، « يك سر دست به من بده » ، من گفتم : اى رسول خدا مگر گوسپند چند سر دست دارد ؟ فرمود : سوگند به كسى كه جانم در دست قدرت اوست اگر خاموش مىماندى هر چند سر دست كه مىخواستم مىتوانستى بدهى .

--> ( 1 ) ملاحظه مىكنيد كه نام عصمت براى مردان به كار مىرفته است و تا اين روزگار هم معمول است .