ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

54

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) بشير بن خصاصيّة نام اصلى او زحم و پسر معبد سدوسى است . گويد فضل بن دكين ، از اسود بن شيبان ، از خالد بن سمير ما را خبر داد كه مىگفته است * زحم بن معبد به حضور رسول خدا هجرت كرد . پيامبر از او پرسيدند نامت چيست ؟ گفت : زحم پسر معبد . رسول خدا فرمود : « نه كه نام تو بشير است » . گويد مسلم بن ابراهيم و سليمان بن حرب هر دو ، از اسود بن شيبان ما را خبر دادند كه مىگفته است ، خالد بن سمير ، از گفتهء بشير بن نهيك براى ما حديث كرد كه مىگفته است * خود بشير بن خصاصة كه نامش در دورهء جاهلى زحم بود و هجرت كرده بود مرا گفت كه رسول خدا ( ص ) از من پرسيد نامت چيست ؟ گفتم : زحم . فرمود : نه كه تو بشيرى . گويد عفان بن مسلم ما را خبر داد و گفت عبيد اللّه بن اياد سدوسى مرا گفت ، از پدرم اياد بن لقيط سدوسى در حالى كه حديث نقل مىكرد شنيدم كه چنين مىگفت * از ليلى همسر بشير بن خصاصية كه نامش پيش از آن زحم بود و رسول خدا او را بشير نام نهاده بودند شنيدم كه چنين مىگفت . « 1 » قبيصة بن وقّاص گويد ابو الوليد هشام طيالسى ، از عمّار بن عمارة پدر هاشم صاحب الزعفران « آيا زعفران فروش بوده است ؟ » ما را خبر داد كه مىگفته است صالح بن عبيد ، از گفتهء خود قبيصة بن وقاص براى ما حديث كرد كه مىگفته است * رسول خدا فرمود : « پس از من اميرانى بر شما حكومت خواهند كرد كه نماز را به تأخير مىاندازند ، براى شما زيانى ندارد و گناهش برايشان خواهد بود تا هنگامى كه رو به قبله با شما نماز مىگزارند با ايشان نماز بگزاريد » . هشام طيالسى مىگويد ، قبيصة اندكى افتخار مصاحبت داشته است و اين حديث دربارهء نماز جماعت است .

--> ( 1 ) در اين حديث مقصود اين است كه اياد بن لقيط ضمن حديث خود موضوع تغيير نام زحم را به بشير كه حضرت ختمى مرتبت مقرر فرموده‌اند نقل كرده است و آوردن بقيه حديث مورد نظر نبوده است .