ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

55

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) جارية بن قدامه سعدى ابن زهير بن حصين بن زراح بن اسد بن بجير بن ربيعة بن كعب بن سعد بن زيد منات بن تميم . گويد عبد اللّه بن نمير ، از هشام بن عروه ، از پدرش ، از احنف بن قيس ، از گفتهء يكى از پسر عموهايش به نام جارية بن قدامه ما را خبر داد كه * از حضرت ختمى مرتبت تقاضا كرده و گفته است اى رسول خدا براى من سخنى بگو كه مرا سود رساند و كم و كوتاه بفرماى تا آن را حفظ كنم و بر گوش جان بسپرم . پيامبر فرمود : « خشم مگير » . قدامه گفته خود را باز گفت ، و رسول خدا فرمود : « خشم مگير » . قدامه چند بار سخن خود را تكرار كرد و در هر بار پيامبر همچنان فرمود : « خشم مگير » . گويد : جارية بن قدامه از كسانى است كه شاهد كشته شدن عمر بن خطاب بوده‌اند . او مىگفته است ما آخرين گروهى بوديم كه پيش او رفتيم و از او تقاضاى وصيت كرديم و پيش از ما كسى چنين تقاضايى از او نكرده بود . جارية بن قدامه را اخبارى و مشاهده‌هايى است . على بن ابى طالب عليه السلام « 1 » او را به بصره گسيل داشت و در آن هنگام عبد اللّه بن عامر حضرمى به جاى عبد اللّه بن عامر بن كريز حاكم بصره بود ، كه او را در خانه سنيبل كه مردى از بنى تميم بود محاصره كرد . معاويه او را به بصره فرستاده بود تا براى او بيعت بگيرد . سعد بن اطول بن عبد اللّه ابن خالد بن واهب بن غياث بن عبد بن شقرة بن عدى بن عوف بن غطفان بن قيس بن جهينة بن زيد بن سود بن اسلم بن الحاف بن قضاعة . گويد عفان بن مسلم ما را خبر داد و گفت حماد بن سلمه ، از ابو جعفر عبد الملك ، از ابو نصرة ، از سعد بن اطول براى ما حديث كرد كه مىگفته است * برادرش در حالى كه وام دار بوده و گروهى نان‌خور داشته درگذشته است ، و سيصد درم از خود باقى گذاشته

--> ( 1 ) جمله دعائيه عليه السلام در متن كتاب آمده است .