ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

418

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) حبيب بن مسلمة فهرى او پسر مالك اكبر بن وهب بن ثعلبة بن وائلة بن عمرو بن شيبان بن محارب بن فهر است . احمد بن محمد بن وليد ازرقى مكى از داود بن عبد الرحمان ، از ابن جريج از ابن ابى مليكه از گفتهء خود حبيب بن مسلمه ما را خبر داد كه مىگفته است * در مدينه به حضور پيامبر ( ص ) رفته است . پدرش خود را به او رسانده و گفته است اى رسول خدا ! اين پسر دست و پاى - همه چيز - من است . پيامبر ( ص ) به حبيب فرموده‌اند با پدر خود برگرد و همراه او باش كه ممكن است به زودى بميرد ، گويد پدرش در همان سال مرد . واقدى مىگويد آنچه در روايت مشايخ ما آمده اين است كه هنگام رحلت حضرت ختمى مرتبت حبيب بن مسلمه دوازده ساله بوده و در هيچ جنگى همراه ايشان نبوده است ، و در روايت ديگران چنين است كه همراه رسول خدا گاهى در جنگ شركت و احاديثى از ايشان حفظ و روايت كرده است . حبيب بن مسلمه به شام كوچ كرده و همواره با معاوية بن ابى سفيان بوده و در جنگ صفين و ديگر جنگهاى او همراهش بوده است . معاويه او را به جنگ با روميان مىفرستاده و او را ميان ايشان فتوحات و در افتادن‌هايى بوده است ، معاويه سپس او را به عنوان حاكم ارمنستان فرستاده است و او به سال چهل و دو در حالى كه به پنجاه سالگى نرسيده بود درگذشت . ضحاك بن قيس بن خالد اكبر بن وهب بن ثعلبة بن وائلة بن عمرو بن شيبان بن محارب بن فهر . واقدى مىگويد در روايت ما چنين آمده است كه به هنگام رحلت رسول خدا ضحاك بن قيس پسر بچه‌يى بوده كه به حد بلوغ نرسيده بوده است ، و در روايت كس ديگرى غير از واقدى چنين آمده است كه ضحاك محضر پيامبر ( ص ) را درك كرده و از ايشان حديث شنيده است . « 1 »

--> ( 1 ) از سرداران سفاك معاويه كه مكرر به سرزمين‌هاى منطقه حكومت حضرت أمير المؤمنين على عليه السلام يورش آورد و خونها ريخت و بر سر كاروانهاى حجاج حمله برد . براى آگاهى بيشتر به شرح خطبهء 29 نهج البلاغه در شرح ابن ابى الحديد و الغارات ثقفى ، صص 322 و 326 چاپ مرحوم محدث ارموى مراجعه شود .