ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

419

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) عفان بن مسلم از حماد بن سلمه از على بن زيد از حسن بصرى ما را خبر داد كه مىگفته است * پس از اينكه يزيد بن معاويه مرد ، ضحاك بن قيس براى قيس بن هيثم چنين نوشت . « 1 » « سلام بر تو ، و بعد من خود از پيامبر ( ص ) شنيدم مىفرمود « همانا در آخر زمان فتنه‌هايى همچون دود پديد خواهد آمد كه در آن دل آدمى همانگونه كه تن او مىميرد خواهد مرد . آدمى شب را در حالى كه مؤمن است به روز مىآورد و همان روز را در حالى كه كافر شده است به شب مىرساند . يا شبانگاه كافر است و بامداد مسلمان ، گروهى آيين و بهره‌هاى آن جهانى خويش را به كالايى اندك از اين جهان مىفروشند » اينك يزيد بن معاويه درگذشت و شما برادران و مهرورزان نسبت به ماييد ، بر ما پيشى مگيريد تا خودمان براى خويش خليفه‌يى برگزينيم . « 2 » محمد بن عمر واقدى مىگويد * و چون معاوية بن يزيد بن معاويه درگذشت و مردم در شام گرفتار اختلاف شدند ، ضحاك بن قيس مردم را به بيعت كردن با عبد الله بن زبير فرا خواند ، عبد الله بن زبير هم منشور حكومت شام را براى او فرستاد ، و چون با مروان بن حكم به حكومت بيعت شد با سپاه خود آهنگ جنگ با ضحاك كرد آنان در مرغزار راهط روياروى شدند و جنگ كردند و ضحاك بن قيس همان جا كشته شد و اين اتفاق به نيمهء ذى حجه سال شصت و چهارم بود . قباث بن اشيم بن عامر بن ملوّح بن يعمر كه همان شدّاخ است و او پسر عوف بن كعب بن عامر بن ليث بن بكر بن عبد مناة بن كنانه است . قباث در جنگ بدر همراه مشركان مكه و از نام‌برداران آنان بود ، بعد مسلمان شد و همراه رسول خدا در بعضى از جنگها بود . به روز جنگ يرموك

--> ( 1 ) از سخنوران و دليران و اعيان بصره و طرفدار امويان بوده است . به زركلى ، الاعلام ، ج 6 ، ص 62 مراجعه شود . ( 2 ) ملاحظه مىكنيد كه هر كس مىخواست است از اين گونه احاديث به سود خود استفاده كند .