ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
402
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) آرزو مىكنى ؟ گفت مرگ را ! گفتند اگر نمرد ؟ گفت اينكه مال و اولاد او اندك باشد . عفان بن مسلم و سليمان بن حرب هر دو از ابو هلال ، از معاوية بن قره ما را خبر دادند كه مىگفته است ابو درداء بيمار شد يارانش پيش او رفتند و پرسيدند چه دردى دارى و از چه چيز نالانى ؟ گفت از گناهانم ، پرسيدند چه ميل دارى ؟ گفت در آرزوى بهشتم ، گفتند آيا براى خود طبيبى خواندهاى ؟ گفت طبيب من مرا بسترى فرموده است . معن بن عيسى ، از ابو معشر ، از محمد بن كعب قرظى ما را خبر داد كه مىگفته است * چون ابو درداء محتضر شد حبيب بن مسلمه پيش او آمد و پرسيد كه اى ابو درداء خود را چگونه مىيابى ؟ گفت خود را سنگين احساس مىكنم ، حبيب گفت آن را نشان مرگ مىبينم ، ابو درداء گفت همينگونه است ، حبيب گفت خدايت پاداش خير دهاد . واقدى ما را خبر داد كه ابو درداء به سال سى و دو و روزگار حكومت عثمان بن عفان درگذشت و فرزندان و فرزندزادگانش در شام باقى ماندهاند . محمد بن سعد مىگويد كس ديگرى غير از واقدى از ثور بن يزيد ، از خالد بن معدان مرا خبر داد كه * ابو درداء به سال سى و يك در شام درگذشته است . شرحبيل بن حسنة حسنه نام مادر اوست كه از قبيله عدى است ، پدر شرحبيل عبد الله پسر مطاع بن عمرو از قبيلهء كنده و هم پيمان خاندان زهره بوده است . كنيهء شرحبيل ابو عبد الله است او كه از دير باز در مكه مسلمان شد از مهاجران هجرت دوم حبشه و از ياران بلند مرتبه رسول خداست و همراه آن حضرت در جنگهايى شركت كرده است ، او يكى از فرماندهانى است كه ابو بكر براى آنان فرمان فرماندهى بر لشكرهاى شام را صادر كرده است ، شرحبيل بن حسنه به سال هيجدهم هجرى در طاعون عمواس شام در شصت و هفت سالگى به روزگار حكومت عمر بن خطاب در گذشته است . خالد بن وليد بن مغيرة بن عبد الله بن عمير بن مخزوم ، كنيهاش ابو سليمان و مادرش عصماء كه همان لبابه