ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

399

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) بود و آنان براى بيعت با سعد بن عباده رايزنى كردند و چون اين خبر به ابو بكر و عمر رسيد همراه گروهى از مهاجران به راه افتادند و پيش انصار آمدند و پس از آنكه ميان ايشان گفتگوهايى صورت گرفت عمر به ابو بكر گفت دست بگشاى و خود با ابو بكر بيعت كرد و مهاجران و انصار هم با ابو بكر بيعت كردند و سعد بن عبادة از بيعت با ابو بكر خوددارى كرد و ابو بكر هم متعرض او نشد . « 1 » هنگامى كه ابو بكر درگذشت و عمر به ولايت رسيد سعد بن عباده با او هم بيعت نكرد ، عمر روزى او را در راهى از راههاى مدينه ديد و با لحنى گله‌مند و تحقير آميز او را صدا زد ، سعد هم همانگونه پاسخ داد ، عمر گفت تو همانى كه آن كار را كردى ؟ سعد گفت آرى من همانم و اينك خداوند اين كار را به تو رسانده است و آن دوست تو كه عهده‌دار آن بود - ابو بكر - در نظر ما از تو بهتر و دوست داشتنىتر بود و به خدا سوگند كه من از همسايگى تو ناخوش شده‌ام ، عمر گفت هر كس همسايگى كسى را خوش نداشته باشد از آن جا كوچ مىكند . سعد گفت آرى كه از اين همسايگى ناخشنودم و به همسايگى كسى مىروم كه همسايگى و پناه او از پناه تو بهتر و خوشتر است ، و پس از آن اندكى در مدينه درنگ كرد و سپس به شام هجرت كرد و اين در آغاز خلافت عمر بود . واقدى از گفتهء يحيى بن عبد العزيز بن سعيد بن سعد بن عبادة بن نقل از پدرش ما را خبر داد كه * سعد بن عبادة دو سال و نيم پس از حكومت عمر در منطقهء حوران شام درگذشته است . واقدى مىگويد گويا به سال پانزدهم درگذشته است ، عبد العزيز مىگويد در مدينه از مرگ او بدين گونه آگاه شدند كه در نيمروزى بسيار گرم تنى چند از پسر بچه‌هاى مدينه كنار چاه منبه يا چاه سكن سرگرم بازى - آب تنى - بودند شنيدند گوينده‌يى مىگويد . « همانا سرور خزرج سعد بن عباده را كشتيم و دو تير به او زديم كه بر دلش نشست و خطا نكرديم » « 2 » كودكان ترسيدند ، مردم آن روز را به خاطر سپردند و بعد متوجه شدند همان

--> ( 1 ) لطفا براى آگهى بيشتر در مورد سقيفه به طبقات ، ج 4 ، ص 521 و كتاب السقيفه ابو بكر جوهرى دانشمند نيمه اول قرن چهارم ، چاپ 1401 ق تهران و به ترجمهء نهاية الارب نويرى ، ج 4 ، صص 30 و 36 و شرح خطبهء 26 در شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد و جلوهء تاريخ در شرح نهج البلاغه ، ج 1 ، صص 193 - 203 مراجعه فرماييد . ( 2 ) قد قتلنا سيد الخزرج سعد بن عباده * رميناه بسهمين فلبم نخط فواده براى آگهى نسبى از اين توطئه و غافلگير كردن و كشتن سعد بن عباده به شرح خطبهء 183 در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد و جلوه تاريخ در شرح نهج البلاغه ، ج 5 ، ص 35 به قلم اين بنده ، تهران ، نشر نى ، 1372 ش مراجعه فرماييد .