ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

20

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) گويد على بن عبد الحميد معنى « 1 » از گفته عمران بن خالد ، از ثابت بنانى ما را خبر داد كه مىگفته است * همراه گروهى از ياران و شاگردان انس بن مالك پيش او بوديم ، روى به ما كرد و گفت : به خدا سوگند كه شما در نظر من دوست داشتنىتر از فرزندان من به شمار خودتان هستيد مگر اينكه آنان هم در خوبى و كار خير مانند شما بشوند . گويد عمرو بن عاصم كلابى ، از گفتهء همّام بن يحيى ، از ابن جريج ، از زهرى ما را خبر داد كه مىگفته است * بر نگين انگشترى انس بن مالك جملهء « محمد رسول اللّه » نبشته بود و هر گاه به آبريزگاه مىرفت آن را از دست بيرون مىآورد . گويد فضل بن دكين ، از گفتهء عيسى بن طهمان ما را خبر داد كه مىگفته است * انس بن مالك را ديدم كه پيش حجاج آمد و عمامه سياه بر سر داشت و ريش خود را با رنگ زرد خضاب بسته بود . گويد فضل بن دكين و عبيد اللّه بن موسى هر دو ، از گفتهء اسرائيل ، از عمران بن مسلم ما را خبر دادند كه مىگفته است * بر تن انس بن مالك ازار زرد رنگ ديدم و خود او را ديدم كه يك پاى خود را روى ديگرى نهاده بود . گويد محمد بن عبد اللّه انصارى ، از ابن عون ما را خبر داد كه مىگفته است بر تن انس بن مالك روپوش خز و بر سرش عمامه خز و نيز جبه خز ديدم . محمد بن عبد اللّه انصارى مىگويد ، پدرم گفت : تار و پود يا آستر اين جامه‌هاى انس از كتان بود . گويد عفان بن مسلم ، از گفتهء معتمر بن سليمان ما را خبر داد كه مىگفته است پدرم مرا گفت كه * بر تن انس بن مالك روپوش خز زردى ديدم كه هرگز جامه‌يى زيباتر از آن نمىدانم . گويد شهاب بن عباد ، از گفتهء ابراهيم بن حميد ، از اسماعيل بن ابى خالد ما را خبر داد كه مىگفته است * انس بن مالك را ديدم كه بر تن او - بر سرش - چارقد ظريف يمنى و عمامه بود . گويد فضل بن دكين ، از گفتهء بدر بن عثمان ما را خبر داد كه مىگفته است * بر سر انس بن مالك عمامه سياه ديدم . گويد فضل بن دكين ، از گفتهء خالد بن اياس ، از ابو عبيده پسر محمد بن عمار بن ياسر

--> ( 1 ) منسوب به معن بن عامر بن عبد منات بن كنانه است . به ابن حزم ، جمهرة انساب العرب ، ص 187 مراجعه فرماييد .