ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
356
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) موسى بن داود ضبّى كنيهاش ابو عبد اللّه و محدثى مورد اعتماد و صاحب حديث بود ، از سفيان ثورى و زهير و جز آن دو حديث شنيده بود ، او نخست ساكن بغداد بود و سپس سرپرست قضاى طرسوس « 1 » و رهسپار آن شهر شد و تا هنگام مرگ قاضى آن شهر بود و همان جا درگذشت . ابراهيم بن عباس كنيهاش ابو اسحاق و معروف بن سامرّى است - ظاهرا نسبت به سامراء است - او از ابو اويس و شريك و جز آن دو روايت كرده است در پايان عمر گرفتار اختلاط حواس شد و بستگانش او را در خانهاش نگه مىداشتند تا درگذشت . حكم بن موسى بزّاز كنيهاش ابو صالح و محدثى مورد اعتماد و پرحديث و از مردم نساى خراسان بوده است او از محدثان شام به ويژه از يحيى بن حمزه و فضل بن زياد و جز آن دو روايت مىكرده و مردى پسنديده خصلت و استوار در حديث بوده است او در بغداد به ماه شوال سال دويست و سى و دو درگذشت . هشام بن سعيد بزّاز كنيهاش ابو احمد و روايت كنندهء روايات حماد بن زيد و ابن لهيعه و خود محدثى مورد اعتماد بوده است و پيش از آن كه به حدى برسد كه مردم از او حديث بشنوند درگذشته است .
--> ( 1 ) شهر بزرگى بر كرانهء درياى مديترانه در شام و از شهرهاى مرزى سرزمينهاى اسلامى و روم بوده است . به ترجمهء تقويم البلدان ، ص 269 مراجعه فرماييد .