ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
17
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) گويد محمد بن عبد اللّه انصارى ، از گفتهء پدرش ، از گفتهء ثمامة پسر عبد اللّه بن انس ما را خبر داد كه مىگفته است * تاك انگور انس در سال دو بار بارور مىشد . گويد عفان بن مسلم و ابو وليد هشام طيالسى هر دو ، از ابو عوانه ، از جود پدر عثمان ، از خود انس بن مالك ما را خبر دادند كه گفته است * پيامبر ( ص ) به او فرمودهاند : « اى پسرك خودم » . گويد عفان بن مسلم از معتمر بن سليمان ما را خبر داد كه مىگفته است ، از پدرم شنيدم كه مىگفت از انس بن مالك شنيدم مىگفت * از كسانى كه به هر دو قبله « 1 » نماز گزاردهاند كسى جز من باقى نمانده است . گويد قبيصة بن عقبه ، از سفيان ، از جابر ، از گفتهء مردى ، از انس بن مالك ما را خبر داد كه مىگفته است * حضرت ختمى مرتبت او را در حالى كه پسر بچهيى بوده است كنيهء دادهاند . گويد سعيد بن منصور ، از گفتهء سفيان ، از زهرى ما را خبر داد كه مىگفته است ، از انس بن مالك شنيدم كه مىگفت * هنگامى كه رسول خدا به مدينه آمدند ده ساله بودم و هنگام رحلت آن حضرت بيست ساله بودم و مادران من - يعنى همسران پيامبر - مرا بر خدمتگزارى ايشان تشويق مىكردند . روزى رسول خدا به خانهء ما آمد براى آن حضرت از ميش پرشيرى كه در خانه داشتيم شير دوشيديم و با آب چاهى كه در خانه بود آميختيم ، در آن حال مرد عربى بر جانب راست و ابو بكر بر جانب چپ و عمر دور تر از رسول خدا ايستاده بودند . عمر پس از آنكه پيامبر ( ص ) از آن شير نوشيد به ايشان گفت : اى رسول خدا ! به ابو بكر هم عنايت فرماى . حضرت ختمى مرتبت ظرف را به آن مرد عرب داد و فرمود : به ترتيب از سمت راست . گويد مسلم بن ابراهيم از گفتهء مثنّى بن سعيد ذارع « 2 » ما را خبر داد كه مىگفته است ، از انس بن مالك شنيدم كه مىگفت * هيچ شبى نيست كه من جبيب خود را خواب نبينم و سپس گريست . گويد عفان بن مسلم ، از حماد بن سلمه ، از ثابت ما را خبر داد كه ابو هريره مىگفته است * هيچ كس را نديدهام كه نمازش از نماز پسر ام سليم - يعنى انس بن مالك - به نماز
--> ( 1 ) يعنى به سوى مسجد اقصى و كعبه . ( 2 ) ذارع صحيح است كه به معنى گز كننده پارچه و زمين و چيزهاى ديگر است .