ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
272
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) به كار بن محمد ما را خبر داد و گفت من نديدم كه ابن عون با هيچ كس شوخى و با كسى ستيز كند و يا شعرى بخواند و همواره به خود سرگرم بود . گويد به كار بن محمد ما را خبر داد و گفت ابن عون چون نماز بامداد را مىگزارد بر جاى خود رو به قبله مىنشست و به ذكر گفتن مىپرداخت و چون آفتاب مىدميد نخست دو ركعت نماز مستحبى مىگزارد و سپس به ياران و شاگردان خود توجه مىكرد . به كار مىگويد * هرگز نديدم و نشنيدم كه ابن عون به كسى چه برده و چه كنيز دشنام دهد يا به گوسپند و مرغ و چيزى دشنام دهد و هيچ كس را نديدم كه بيش از او زبان خويش را نگهدارد . به كار بن محمد مىگويد ، هرگز نشنيدم كه ابن عون دربارهء بلال بن ابى برده سخنى بگويد « 1 » ، و مرا خبر رسيده است كه گروهى به او گفتهاند اى ابو عون بلال چنين و چنان كرده است و ابن عون پاسخ داده است كه گاه آدمى مظلوم است ولى چندان سخن مىگويد كه ظالم مىشود خاموش باشيد گمان نمىكنم هيچ يك از شما از من به بلال سختگيرتر باشد ، گويد بلال بن ابى برده ابن عون را تازيانه زده بود كه چرا زن عربى را به همسرى گرفته است . به كار بن محمد ما را خبر داد و گفت * روزگار درازى با ابن عون همنشينى داشتم تا هنگامى كه در گذشت و پدرم را وصى خود قرار داد ، تا هنگامى كه مرگ ميان من و او جدايى افكند نشنيدم كه هيچ سوگندى بر زبان آورد نه در مورد حق و درست و نه در مورد نادرست . همو مىگويد ، ابن عون در طول سال روزى روزه مىگرفت و روزى روزه مىگشود و تا هنگامى كه در گذشت بر اين حال بود و هيچگاه در دست او درم و دينارى نديدم و هرگز نديدم چيزى را وزن كند و هر گاه براى نماز وضو مىگرفت . هيچ كس او را در آن كار يارى نمىداد و پس از وضو گرفتن با دستمال يا پارچهيى به چهرهء خود مىكشيد ، او براى شركت در نماز جمعه چندان زود نمىرفت كه شناخته شود و چندان دير هم نمىرفت در همه كارها
--> ( 1 ) بلال نوهء ابو موسى اشعرى است كه امير و قاضى بصره و مورد توجه مروانيان بوده است ، او قاضى بدنامى بوده و سرانجام به فرمان يوسف بن عمر ثقفى زندانى شده و حدود سال يكصد و بيست و شش هجرى در زندان درگذشته است . براى آگهى بيشتر به زركلى ، الاعلام ، ج 2 ، ص 49 مراجعه فرماييد ؛ آنچه در خور دقت است تازيانه خوردن بردهء آزاد شده مسلمان به جرم ازدواج با زن عرب است كه به راستى نشانى از بى انصافى حكومت مروانى است هر چند كه سابقهء اين اعمال به دورهء خلافت عمر بن خطاب مىرسد .