ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

258

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) احترام ايشان ناراحت شد ، حميد روى به من كرد و گفت چنين گمان مىكنم كه اگر براى حسن بصرى و ابن سيرين حادثه‌يى پيش آيد ايوب و يونس را به جانشينى خود خواهند گماشت ، گويد گفتم ما هم همين اميد را داريم ، گفت مگر نديدى كه آن دو از پى من حركت و از من پيروى كردند ، و معلوم شد آن كار را به راستى خوش نمىدارد . عارم بن فضل از حماد بن زيد ما را خبر داد كه مىگفته است * هيچ كس را نديده‌ام كه بيشتر از ايوب و ابن عون براى اهل قبله اميد رستگارى داشته باشد . عارم از حماد بن زيد ما را خبر داد كه مىگفته است * هيچ كس را نديده‌ام كه بيشتر از ايوب به هنگام ديدار با مردان - محدثان و شاگردان - گشاده رو و متبسم باشد ، البته در اين راستا هارون بن رئاب چيز شگفتى بود . عارم بن فضل از حماد بن زيد ، از خود ايوب ما را خبر داد كه مىگفته است * من موضوع تقدير ( اعتقاد به قدر ) را از دين نمىدانم . عارم بن فضل از حماد بن زيد ما را خبر داد كه مىگفته است * ايوب مىگفت اگر آدمى زهد خود را پوشيده بدارد براى او بهتر از آن است كه آن را آشكار سازد . عارم بن فضل از حماد بن زيد ما را خبر داد كه مىگفته است * همراه ايوب راه مىرفتم مرا از راه‌هاى كم آمد و شد مىبرد و شگفت مىكردم كه چگونه راه‌هاى گريز از مردم را مىشناسد كه نگويند اين ايوب است . عفان بن مسلم از بشر بن مفضل ، از ابن عوف ما را خبر داد كه مىگفته است * هنگامى كه محمد بن سيرين در گذشت گفتيم پس از او چه كسى براى ما خواهد بود ؟ و خود پاسخ داديم كه ايوب براى ما خواهد بود . حجاج از شعبه ما را خبر داد كه مىگفته است * ايوب مىگفت اينك نام من اين سو و آن سو بر زبان آورده مىشود و دوست ندارم كه چنين باشد ، شعبه مىگويد بسيار اتفاق مىافتاد كه همراه او براى كارهايش بيرون مىرفتم و چون مىخواستم همراه او راه بروم اجازه نمىداد و خود از گوشه و كنارهايى مىرفت كه شناخته نشود . عارم بن فضل از حماد بن زيد ما را خبر داد كه * ايوب مىگفته است هيچ كس بر روى زمين براى من محبوب‌تر از پسرم بكر نيست و با اين حال اگر او را به خاك بسپرم براى من خوشتر از اين است كه هشام يا يكى ديگر از خليفگان پيش من آيند . عارم بن فضل از حماد بن زيد از گفتهء يكى از همسايگان ايوب ما را خبر داد كه