ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

9

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) در آن حدود مرتفع بسازند . گويد مسلم بن ابراهيم و عبيد الله بن محمد بن حفص قرشى تيمى هر دو گفتند حفص بن نضر سلمى ما را گفت كه مادرم ، از گفتهء مادرش كه دختر عمران بن حصين بوده است براى من نقل كرد كه * چون مرگ عمران بن حصين فرا رسيده است گفته است چون مردم نعش مرا با عمامه‌ام به تابوت ببنديد و چون از خاك سپارى برگشتيد شتر بكشيد و اطعام كنيد . محمد بن عمر واقدى و جز او گفته‌اند كه * كنيهء عمران بن حصين ، ابو نجيد بوده و از ابو بكر و عثمان روايت كرده است . او در بصره يك سال پيش از مرگ زياد بن ابى سفيان ! درگذشته است و زياد به سال پنجاه و سوم به روزگار حكومت معاوية بن ابى سفيان درگذشته است . محجن بن ادرع اسلمى از خاندان بنى سهم است . محمد بن عمر واقدى مىگويد : او از مسلمانان قديمى است و هموست كه مسجد مردم بصره را پايه‌ريزى كرده است و هموست كه همراه گروهى تمرين تير اندازى مىكرد و حضرت ختمى مرتبت از كنار او گذشتند و به آن گروه فرمودند : « تيراندازى كنيد و من همراه پسر ادرع هستم » . محجن از بصره به مدينه برگشت و به روزگار حكومت معاويه در آن شهر درگذشت . أميّة بن مخشى خزاعى گويد از گفتهء يحيى بن سعيد قطان مرا خبر دادند كه مىگفته است جابر بن صبح برايم نقل كرد كه * دوست و همسفر مثنى بن عبد الرحمان خزاعى از بصره تا واسط بودم . او در آغاز غذا خوردن بسم الله مىگفت و در پايان هر لقمه مىگفت بسم الله اوله و آخره « از انجام تا فرجام آن با نام و يارى خدا » من به او گفتم : تو در آغاز غذا خوردن بسم الله مىگويى ، اين كه در پايان هر لقمه جمله بسم الله اوله و آخره را مىگويى چيست ؟ گفت : نياى من اميّة بن مخشى از اصحاب رسول خدا بوده است از او شنيدم كه مىگفت رسول خدا ( ص ) مردى را