ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
10
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) ديد كه غذا خورد و بسم الله نگفت و چون فقط يك لقمه از خوراكش باقى مانده بود گفت « بسم الله اوله و آخره » . پيامبر ( ص ) فرمود : « شيطان پيوسته با او غذا مىخورد تا هنگامى كه گفت « بسم اللّه اوله و آخره » . و هيچ چيز در شكم آن مرد باقى نماند مگر اينكه آن را برگرداند » . عبد اللّه بن مغفّل بن عبد نهم ابن عفيف بن اسحم بن ربيعة بن عدى بن ثعلبة بن ذؤيب بن سعد بن عدى بن عثمان بن مزينة . گويد يحيى بن معين ما را خبر داد كه * عبد اللّه بن مغفل كنيهاش ابو زياد بوده است و چون اين را براى يكى از فرزندزادگان او گفتم ، گفت : كنيهاش ابو سعيد و از بسيار گريه كنندگان بوده است . عبد اللّه بن مغفل از اصحاب شجره است - يعنى از كسانى است كه در حديبيه با رسول خدا ( ص ) زير درخت بيعت كردهاند . او روزگارى دراز ساكن مدينه بوده و سپس به بصره كوچ كرده و تا هنگامى كه در گذشته در آن شهر ساكن بوده است . گويد هوذة بن خليفه ما را خبر داد و گفت عوف ، از گفتهء خزاعى ، از گفتهء زياد بن محمد بن عبد اللّه بن مغفّل مزنى براى ما نقل كرد كه * چون عبد اللّه بن مغفل گرفتار بيمارىيى شد كه از آن در گذشت به خويشاوندان خود وصيت كرد و گفت كسى جز ياران خودم در تشييع جنازهام شركت نكند و مبادا كه ابن زياد بر من نمازگزارد . و چون در گذشت به ابو برزه اسلمى و عائذ بن عمرو و تنى چند از اصحاب رسول خدا ( ص ) كه در بصره بودند خبر دادند و آنان عهدهدار شستن پيكر و كفن كردن او شدند . گويد ايشان آستينهاى پيراهن خود را بالا زدند و دامن آن را تا كمر جمع كردند و جنازه عبد اللّه را شستند و كفن كردند و پس از آن فقط وضو گرفتند . گويد : همين كه جنازه او را از خانهاش بيرون آوردند ابن زياد را همراه دار و دسته خود بر در خانه ديدند . به ابن زياد گفته شد كه عبد اللّه وصيت كرده است كه ابن زياد بر او نماز نگزارد . گويد : ابن زياد همراه جنازه راه افتاد و چون رو به روى كاخ سپيد خود رسيد آن جا رفت و تشييع او را را رها كرد . گويد وكيع بن جراح ، از ابو اشهب ، از گفتهء بكر پسر عبد اللّه مزنى ما را خبر داد كه * عبد اللّه بن مغفّل وصيت كرده و گفته است از پى جنازهام آتش و چراغ نياوريد .