ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

237

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) چند ساله بود ؟ گفت پنجاه ساله . ابو داود طيالسى از گفتهء شعبه ما را خبر داد كه مىگفته است من حديثهاى قتاده را مىشناختم كه كدام را خود شنيده است و كدام را نشنيده است ، هر گاه مىگفت انس بن مالك يا حسن بصرى يا سعيد يا مطرف براى ما حديث كرد معلوم بود كه خود شنيده است و دربارهء حديثهايى كه خود نشنيده بود چنين مىگفت كه سعيد بن جبير گفته است و ابو قلابه گفته است . عبد الرزاق از گفتهء معمر نقل مىكند كه قتاده مىگفته است دوازده سال با حسن بصرى همنشينى كردم و سه سال نماز صبح را با او گزاردم آرى همچو منى بايد از كسى چون حسن بصرى فرا گيرد . معمر گويد ، قتاده مىگفت هر گاه حديثى را در مجلسى تكرار و بازگو كنى پرتو آن را از ميان مىبرى و من حديث را براى كسى كه از او شنيده‌ام بازگو نمىكنم . معمر گويد ، قتاده به سعيد بن ابى عروبه گفت * اى ابو نضر قرآن را به دست بگير ، و سپس شروع به خواندن سورهء بقره از حفظ كرد و يك حرف هم اشتباه نكرد ، و گفت اى ابو نضر آيا درست خواندم ، گفت آرى . قتاده گفت همانا كه تو صحيفه جابر بن عبد الله را بهتر از آن كه من سورهء بقره را از حفظ دارم ، از حفظ دارى ، گويد ، صحيفهء جابر را بر او خوانده بودند و پيوسته بر او خوانده مىشد . معمر مىگويد ، به زهرى گفته شد قتاده به عقيدهء تو داناتر است يا مكحول ؟ گفت قتاده در مقايسه با مكحول چيز اندكى بود . معمر مىگويد ، در نوجوانى با قتاده همنشينى مىكرديم و از سند حديثى كه نقل مىكرد مىپرسيديم ، مشايخى كه بر گرد او بودند به ما مىگفتند خاموش باشيد كه قتاده خود سند است و ما را از آن كار باز مىداشتند . موسى بن اسماعيل از گفتهء ابو هلال ما را خبر داد كه مىگفته است * به قتاده گفتند اى ابو خطاب آيا مىتوانيم آنچه را مىشنويم بنويسم ؟ گفت هيچ كس تو را از نوشتن باز نمىدارد كه خداى آگاه و مهربان تو را خبر داده است كه گفتارش نوشته و مكتوب است و اين آيه را تلاوت كرد « گفت دانش آن نزد پروردگارم در كتاب است ، پروردگار من نه