ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

5

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) سلامان ابن اسلم بن افصى . كنيه‌اش ابو عبد الله بوده است . هنگامى كه حضرت ختمى مرتبت در حال هجرت از مكه به مدينه بودند و از كنار سرزمين و قوم بريدة گذشتند بريده مسلمان شد ولى ميان قوم خويش درنگ كرد و در جنگ بدر شركت نداشت . پس از آن به مدينه هجرت كرد و همراه پيامبر ( ص ) بود و در جنگهاى آن حضرت همراهى كرد و چون پيامبر رحلت فرمود پس از آنكه بصره گشوده شد و به صورت شهر درآمد ، بريده آن جا رفت و زمينى را براى خود مشخص كرد و در آن خانه‌يى برپا ساخت و به روزگار خلافت عثمان بن عفان براى جهاد به خراسان رفت و تا پايان عمر همان جا بود و به روزگار خلافت يزيد بن معاويه در مرو درگذشت . فرزندان او همان جا باقى بودند و گروهى از فرزندزادگان او به عراق آمدند و ساكن بغداد شدند و آن جا درگذشتند . گويد ابو نضر هاشم بن قاسم از گفتهء شعبه ، از گفتهء محمد بن ابى يعقوب ضبّى ما را خبر داد و گفت كسى كه خود شنيده بود براى من نقل كرد كه * بريدة بن حصيب اسلمى كنار رود بلخ مىگفته است : از زندگانى چيزى جز اسب تاختن و بر پشت اسب هجوم بردن به دشمن باقى نمانده است - زندگى جز حمله كردن و تاختن با اسب نيست . گويد عفان بن مسلم ما را خبر داد و گفت حماد بن سلمه ، از گفتهء عاصم احول و او از گفتهء مورق براى ما حديث كرد كه مىگفته است * بريده اسلمى وصيت كرد كه در گور او دو چوب باريك بگذارند « 1 » و چون در دورترين نقطه خراسان درگذشت ، چوبهايى بدان گونه يافت نشد مگر در جوالهاى خربندگان . بريدة بن حصيب به سال شصت و سه و دوره پادشاهى يزيد بن معاويه در خراسان درگذشت . « 2 » ابو برزة اسلمى نامش آن چنان كه محمد بن عمر واقدى و برخى از فرزندزادگانش ما را خبر دادند عبد الله پسر نضلة بوده است . هشام بن محمد بن سائب كلبى و دانشمندان ديگرى جز او نامش را

--> ( 1 ) مستحب است كه در كفن و زير بغل ميت دو تركه باريك و تازه بگذارند . تفصيل اين موضوع در مبحث جنائز كتابهاى فقهى آمده است . ( 2 ) در ترجمهء طبقات ج 4 ، ص 219 هم شرح حال بريدة مفصل‌تر از اين جا آمده است .