ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

210

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) گويد عارم بن فضل از حماد بن زيد از يحيى بن عتيق از گفتهء محمد بن سيرين ما را خبر داد كه مىگفته است * خوش ندارد كه به هنگام پرداخت زكات با عامل زكات شرط كند و رشوه گرفتن در داورى را خوش نمىدارد و مىگفته است مقصودم اين است كه براى قضاوت و حكم كردن مزد گرفته شود . گويد عفان بن مسلم ، از معاذ از ابن عون ما را خبر داد كه مىگفته است * عمر بن عبد العزيز براى حسن بصرى چيزى فرستاد ، حسن پذيرفت و براى محمد بن سيرين فرستاد و نپذيرفت . گويد عفان از حماد بن زيد ما را خبر داد كه مىگفته است * هشام بن حسان پسران خود را ختنه كرد و سرگشتگان خاندان مهلب را دعوت كرد ، به محمد بن سيرين گفتند مىبينى كه هشام بن حسان چه مىكند ؟ محمد دو بار گفت بر او طعنه مزنيد . گويد عارم بن فضل از حماد بن زيد ، از غالب ما را خبر داد كه مىگفته است * پيش محمد رفتم دربارهء مزاج و وضع جسمى خود سخن گفت ، دربارهء هشام بن حسان از او پرسيدم ، گفت ديشب درگذشته است مگر تو نفهميدى ؟ من انا للّه گفتم و محمد خنديد . گويد مسلم بن ابراهيم از مهدى بن ميمون ما را خبر داد كه مىگفته است * محمد بن سيرين را ديدم كه چون وضو مىگرفت و پاهاى خود را مىشست آب وضوى او تا عضله ساق پايش را فرا مىگرفت . گويد مسلم از قرة بن خالد ما را خبر داد كه مىگفته است * محمد بن سيرين را ديدم كه با جامهء خويش مسجد - سجده گاه - خود را خاكروبى مىكرد . گويد فضل بن دكين و مسلم هر دو گفتند قره براى ما نقل كرد كه * نقش انگشترى محمد بن سيرين كنيه او يعنى ابو بكر بود . گويد روح بن عبادة هم از گفتهء هشام ما را خبر داد كه مىگفته است * نقش انگشترى محمد بن سيرين كنيهء او يعنى ابو بكر بود . گويد عارم بن فضل از حماد بن زيد از هشام ما را خبر داد كه مىگفته است * نقش انگشترى محمد بن سيرين كنيهء او يعنى ابو بكر بود . گويد عارم بن فضل از حماد بن زيد از هشام ما را خبر داد كه مىگفته است * نقش انگشترى محمد بن سيرين همانگونه بود . گويد عفان بن مسلم ، از مهدى بن ميمون ما را خبر داد كه مىگفته است * بر انگشت محمد بن سيرين حلقه‌يى سيمين ديدم و او انگشترى خود را در دست چپ مىداشت . گويد محمد بن عبد اللّه انصارى از گفتهء ابن عون ما را خبر داد كه مىگفته است