ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
182
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) آرى ما شنيدهايم او هم شنيده است ، او هر چه را شنيده حفظ كرده است و ما به فراموشى سپردهايم . گويد حجاج بن نصير ، از عمارة بن مهران ما را خبر داد كه مىگفته است * از حسن بصرى پرسيدند آيا نمىخواهى پيش اميران به روى و آنان را امر به معروف و نهى از منكر كنى ؟ گفت : بر مؤمن روا نيست خويشتن را زبون كند شمشيرهاى ايشان بر زبانهاى ما اگر سخنى بگوييم پيشى مىگيرد ، و آنان با شمشير خود اين گونه پاسخ مىدهند ، حسن با دست خود نشان داد كه چگونه ضربت مىزنند . گويد حجاج از عماره ، از گفتهء حسن ما را خبر داد كه مىگفته است * دنيا بسيار اندك و به اندازهء يك بار ليسيدن است . عماره مىگفته است و كسى جز حسن را نديدم كه گفتارش با كردارش مطابق باشد . گويد حجاج ، از عماره ما را خبر داد كه مىگفته است * پيش حسن بودم فرقد « 1 » آمد ، حسن سرگرم خوردن حلواى خرما - افروشه - بود . به فرقد گفت : جلو بيا و بخور . گفت : بيم آن دارم كه از عهده شكرش برنيايم . حسن گفت : واى بر تو خيال مىكنى مىتوانى از عهده شكر آب خنك گوارا برآيى . گويد حجاج ، از عماره ، از حسن ما را خبر داد كه مىگفته است * جوانمردى را كه پارسايى پيشه مىكند ، از گفتارش او را نمىشناسيم بلكه به كردارش او را مىشناسيم و دانش سودمند همين است . گويد حجاج ، از عماره ما را خبر داد كه مىگفته است * حسن بصرى مرا گفت كه اين آواهاى طربانگيز را در خواندن قرآن خوش نمىدارد . گويد حجاج ، از عمارة ، از حسن ما را خبر داد كه مىگفته است * با بدگمانى خود را از مردم پاس بداريد . سعيد بن محمد ثقفى ، از ربيع بن صبيح ما را خبر داد كه مىگفته است * هر گاه كسى حسن را روياروى ستايش مىكرد خوش نمىداشت و هر گاه براى او دعا مىكرد شاد مىشد . گويد عارم بن فضل ، از حماد بن زيد ، از غالب قطّان ما را خبر داد كه مىگفته است * نامهايى از عبد الملك بن بشير براى حسن بصرى آوردم ، گفت آن را بخوان . خواندم ، در
--> ( 1 ) فرقد ، از پارسايان و محدثان مشهور نيمهء اول قرن دوم هجرى و در گذشته به سال 131 هجرى است ، به ميزان الاعتدال ، ج 3 ، ص 345 ، شمارهء 6699 مراجعه فرماييد .