ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

183

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) آن نامه براى حسن دعا كرده بود ، حسن گفت : چه بسيار برادرى براى تو وجود دارد كه مادرت او را نزاييده است . گويد على بن عبد الحميد معنّى ، از عمران بن خالد خزاعى ، از قول مردى كه او را نام برد به ما خبر داد كه مىگفته است * مطر از حسن بصرى مسأله‌اى پرسيد و سپس به حسن گفت : فقيهان در اين مسئله مخالف تو هستند . حسن گفت : اى مطر مادر بر سوگ تو بگريد مگر تو فقيهى ديده‌اى ؟ آيا مىدانى فقيه كيست ؟ فقه چنان پارسا و ترسنده از خداوند است كه در نظر خود فرادست خود را اهميتى نمىدهد و نسبت به فروتر از خود تمسخر نمىكند و بر دانشى كه خدايش آموخته است اجر و مزد نمىگيرد . گويد احمد بن عبد اللّه بن يونس ، ما را خبر داد و گفت از ابو بكر بن عياش شنيدم مىگفت * حسن بصرى هر گاه جنازه‌اى مىديد مىگفت : سپاس خداوندى را كه هنوز مرا ربوده شده و پيچيده شده در جامه سياه قرار نداده است . گويد و در آن روز سخنى نمىگفت - حديثى نقل نمىكرد . گويد معن بن عيسى ، از محمد بن عمرو ما را خبر داد كه مىگفته است * حسن بصرى به سال يكصد و ده در گذشته است . اسماعيل بن عليه مىگويد : در ماه رجب آن سال بوده و حسن صد روز پيش از محمد بن سيرين درگذشته است . گويد عارم بن فضل ، از حماد بن زيد ما را خبر داد كه مىگفته است * حسن بصرى شب جمعه در گذشته و ايوب و حميد طويل او را غسل دادند و هنگامى كه مردم برگشتند جنازه او را از خانه بيرون آوردند . حماد مىگفته است : پدرم مرا با خود برد . معاذ بن معاذ مىگفت : حسن بصرى از محمد بن سيرين ده سال بزرگتر بوده است . « 1 » سعيد بن ابى حسن بصرى سعيد از برادرش حسن كوچكتر بوده است . او گاهى روايت كرده است و از او روايت كرده‌اند .

--> ( 1 ) گفته‌ها و داورىهاى مؤلفان كتابهاى رجال دربارهء حسن بصرى گوناگون است . ابو نعيم اصفهانى در حلية الاولياء او را بسيار ستوده است و حال آنكه ابن حجر در تقريب التهذيب بيش از ستايش او را نكوهش كرده است . مناسب است آراء بزرگان شيعى و سنى دربارهء او مورد بررسى قرار گيرد .